نجفی با ۲ مأموریت ویژه شهردار شد؛ «انتخابات و قالیبافسوزی»

منتخبان شورای شهر پنجم تهران، در روز پنجشنبه گذشته «محمدعلی نجفی» چهره شهیر کارگزارانی را به عنوان شهردار تهران معرفی کردند.
انتصابی که البته قابل پیشبینی بود و همگان از قبل میدانستند که «محسن هاشمی» شهردار تهران نخواهد بود و طرح نامزدی «الهه کولایی» برای شهرداری تهران هم چیزی جز یک نمایش توجه به بانوان نبود!
شهردار جدید تهران در حالی ۴ سال فرصت دارد تا کارنامه اجرایی خود و شورای شهر اصلاحطلب را برای مردم تهران به منصه ظهور برساند که در سمت دیگر ترازو، ۱۲ سال کارنامه اجرایی و مدیریت جهادی محمدباقر قالیباف قرار دارد.
*پس از محرز شدن پیروزی فهرست اصلاحطلبان در شورای شهر تهران، برخی محافل ابراز کردند که مسئله کیستی شهردار تهران در دوره جدید شورای شهر از اهمیت چندانی برای چپها برخوردار نیست بلکه نکته مهمتر آنست که شهردار تهران که قاعدتاً اصلاحطلب خواهد بود، مأموریت دوگانه خود را چگونه انجام خواهد داد؟!
به زعم این محافل، اصلاحطلبان برای شهردار جدید ۲ مأموریت تعریف کردهاند که او موظف است تعبداً آنها را انجام دهد.
اول فراهم آوردن ذخیره و توشه برای دو «انتخابات» مهم مجلس یازدهم در سال ۹۸ و دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۰.
و دوم «قالیبافسوزی» و سوزاندن تمام دستاوردهای ۱۲ ساله مدیریت جهادی قالیباف در ذهن مردم.
شاید این دو گزاره در نگاه اول بیرحمانه به نظر بیایند اما برای آنها شواهد بسیاری در گفتههای اصلاحطلبان وجود دارد.
فیالواقع از حوالی بیش از یک سال قبل که دروغی به نام «املاک نجومی» شکل گرفت تا دستاوردهای محمدباقر قالیباف سوزانده شود و همین فرایند در ماجرای حادثه تلخ «پلاسکو» هم تکرار شد، مشخص بود که عزمی ناگزیر در ستاد جریان سیاسی خاص شکل گرفته است تا به هر نحو ممکن نه تنها از قالیباف، چیزی برای انتخابات باقی نماند بلکه دستافریدههای او در مدیریت جهادی نیز بایستی در ذهن مردم سوزانده شود تا برای سایر انتخاباتها نیز کسی سراغی از مدیریت جهادی نگیرد.
این پروژه البته در ادامه با اشارههای اصلاحطلبان به ۲ انتخابات مهم ۹۸ و ۱۴۰۰ همراه شد و شاید کمتر کسی باشد که بداند اصلاحطلبان از پیشاانتخابات تا پساانتخابات از ۲ کار غافل نبودند و در گفتههای خود نیز به کرّات به آنها اشاره کردند…
نخست کوبش قالیباف و بیان اینکه او بازنده انتخابات است (حتی در پساانتخابات) و سپس تأکید بر دو انتخابات پیش رو و اینکه شهردار تهران بایستی فراهمآورنده امکانات لازم برای اصلاحطلبان در قبال این دو انتخابات باشد!
وبلاگ مشرق طی چند ماه گذشته به کرّات و به انحاء مختلف به این ۲ پروژه اشارههای مبسوطی داشت و تحلیل پیش گفته مبنی بر اینکه مهمتر از کیستی شهردار تهران برای اصلاحطلبان، ۲ مأموریت مهم اوست را بارها به نظر مخاطبان محترم رساند.
بدیهیست که در ضرورت اجرای همین ۲ مأموریت مهم بود که مهندس «محسن هاشمی» نتوانست شهردار تهران شود چه اینکه او اگرچه یک چهره اصلاحطلب محسوب میشود اما اهل کار تعبّدی برای ستاد اصلاحات نیست.
مهندس «مهرعلیزاده» هم با اینکه در پیشاانتخابات یکی از جدیترین گزینهها برای شهرداری تهران بود اما نتوانست شهردار شود چون از نظر ستاد اصلاحات، مهرعلیزاده توانمندی لازم را در قالیبافسوزی و فراهم آوردن سور و سات انتخابات برای اصلاحطلبان ندارد.
از نمایشی به نام «نامزدی خانم کولایی برای تصدی پست شهردار تهران» هم که بگذریم، کسی باقی نمیماند جز «محمدعلی نجفی» ۶۵ ساله.
فردی که گفته میشد به دلیل «بیماری قلبی» از قبول پستهای مدیریتی کلان در دولت رئیسجمهور روحانی امتناع کرده است و هماو بود که روزگاری نه چندان دور هم به یک رسانه گفته بود که «برخی صحبتهای روحانی اصطکاک ایجاد میکند»
نجفی تنها گزینهای بود که میتوانست محل تمرکز تمام خواستههای چپها در شهرداری تهران باشد.
فردی مرضیالطرفینی که خود را منتقد برخی رفتارهای اصلاحطلبان در سال ۸۸ معرفی میکند و با سابقه سیاسی خود در ستاد اعتدال و اصلاحات، میتواند بهترین محمل ممکن برای قالیبافسوزی و کار انتخاباتی باشد.
جالب آنکه نجفی شجاعت خود در قالیبافسوزی را هم در روزی که اصلاحطلبان شورای شهر ظاهراً مشغول استماع برنامه او بودند نشان داد؛ آنجا که گفت: «با مشاهده چارت سازمانی شهرداری تهران امروز نهتنها گیج، بلکه وحشتزده میشویم» و آنجا که تصریح کرد: «متأسفانه امروز شهرداری تهران به یک لغزشگاه مالی برای مدیران و پرسنل خود تبدیل شده، بنابراین خط قرمز من شائبههای مالی است.»
حالا و در روزهایی که محمدعلی نجفی قرار است پا به ساختمان بهشت بگذارد باید به تماشای تراژدیهای جدیدی نشست…
از تلخکامی بزرگ محسن هاشمی که اگرچه رأی اول فهرست اصلاحطلبان در شورای شهر تهران است اما نه شهردار شد و نه احتمالا رئیس شورای شهر خواهد بود.(و عدهای هم معتقدند که او پس از این دو اتفاق بایستی از حضور در شورای شهر استعفا بدهد) تا جلوه دادن دستآفریدههای ۱۲ ساله محمدباقر قالیباف به تاریکترین موضوعات ممکن و تشبیه تهران جدیدی که او ساخته است به چیزی شبیه به اردوگاه آدمسوزی آشویتس در زمان نازیها!
ناظران سیاسی و مردم تهران حالا منتظرند تا ببینند شهردار اصلاحطلبان تهران، در کنار این دو مأموریت آیا به مقوله شهرداری نیز به نحو مطلوبی خواهد پرداخت یا خیر؟!
و این سؤال نیز البته بیپاسخ خواهد ماند که چرا اصلاحطلبان علیرغم تمام تأکیداتشان به دولت آقای روحانی مبنی بر انتصاب مقامات زن و جوانگرایی اما برای شهرداری تهران نه تنها حاضر نشدند شهردار زن منصوب کنند بلکه از جوانگرایی هم پرهیز کردند…
منبع:وبلاگ مشرق