معجزه در اوهایو؛ یک نوزاد پس از سه دهه انجماد، چشم به جهان گشود

بازتاب– در شهر لندنِ ایالت اوهایو، معجزهای رخ داد که مرزهای علم و امید را جابهجا کرد. یک زوج آمریکایی، پس از سالها انتظار و اشتیاق، سرانجام در یک صبح تابستانی به تاریخ ۲۶ ژوئیه (۵ تیرماه)، پسر کوچک خود، تادئوس دانیل پیرس، را در آغوش گرفتند. اما آنچه تولد این نوزاد را به رویدادی خارقالعاده و ثبت شده در تاریخ پزشکی تبدیل کرد، نه وزن یا قد او، که سفر شگفتانگیز و بیسابقهای بود که برای رسیدن به آغوش پدر و مادرش پیمود.
رکوردشکنی در آستانه زندگی
تادئوس، پیش از آن که نخستین گریه اش را سر دهد، برای مدتی باورنکردنی بیش از سی سال در قالب یک جنین منجمد، در اعماق سرمایی ساکن و بیحرکت، انتظار کشیده بود. جنین او در سال ۱۳۷۲، یعنی در دورانی که هیچکس مفهومی به نام تلفن هوشمند یا شبکههای اجتماعی امروزی را نمیشناخت، منجمد شده بود. او اکنون نه تنها فرزند لیندسی و تیم، که برادر زیستی یک زن سیساله و فرزند بیولوژیک زنی دیگر است که روزی آرزوی مادر شدن داشت.
لیندسی با بیان این که هر دو از یک زایمان سخت اما موفقیتآمیز جان سالم به در بردهاند، میگوید: «او بسیار آرام و شگفتانگیز است. ما هر لحظه در حالتی از حیرت و سپاسگذاری به سر میبریم؛ گویی این موهبت گرانقدر، رویایی بیش نیست.»
داستانی از سه دهه پیش: سه امید کوچک
سرگذشت تادئوس، در حقیقت، به اوایل دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد. مالک اولیه این جنین، بانویی به نام لیندا آرچِرد (اکنون ۶۲ ساله) بود که پس از ناکامی در بارداری، راه درمان ناباروری یا IVF را در پیش گرفت. حاصل این درمان، تشکیل چهار جنین بود. یکی از این جنینها به تولد دخترش منجر شد و سه جنین دیگر، برای دههها در انجماد باقی ماندند. لیندا به آنها با محبت اشاره میکرد: سه امید کوچک من.
پس از طلاق، او حق نگهداری از این جنینها را حفظ کرد. رویای او این بود که روزی برای داشتن فرزندی دیگر اقدام کند، اما فرارسیدن یائسگی این امکان را از بین برد. با این حال، او هرگز نتوانست تصمیم به نابودی یا اهدای ناشناس این جنینها بگیرد. از نگاه او، این جنینها تنها چند سلول نبودند؛ او با تاکید میگوید: «اینها دیانای من هستند، بخشی از وجود من و خواهر و برادرِ دخترم هستند.»
پل امید: از گذشته به آینده
لیندا سرانجام با مفهومی به نام فرزندخواندگی جنین آشنا شد. این راهکار، که عمدتاً توسط نهادهای مذهبی (به ویژه مسیحی) ارائه میشود، به جنینهای منجمد شده به چشم جانهای بالقوه مینگرد و امکان انتقال آنها به خانوادههای مشتاق را فراهم میکند. لیندا برنامه دانههای برف (Snowflakes) را، که زیر نظر سازمان “نایتلایت کریستین اداپشنز” فعالیت میکند، انتخاب کرد.
اما حتی این سازمان نیز در پذیرش جنینهای او تردید داشت. روشهای انجماد در سه دهه پیش، بسیار ابتدایی و قدیمی بود و شانس زنده ماندن جنینها پس از آب شدن یخ، پایین و غیرقابل پیشبینی تلقی میشد. پس از تماسهای بسیار، “Snowflakes” شرط خود را اعلام کرد: آنها این کار را انجام خواهند داد، به شرطی که لیندا بتواند پروندههای پزشکی کامل و اصلی مربوط به جنینها را پیدا کند.
ملاقات دو آرزو در یک مسیر
در سوی دیگر این ماجرا، لیندسی و تیم پیرس قرار داشتند. آنها هفت سال طولانی را با دردسرها و ناامیدیهای ناباروری سپری کرده بودند. تمام گزینهها، از درمانهای پزشکی گرفته تا فرزندخواندگی سنتی، را بررسی کرده بودند. زمانی که لیندسی به طور اتفاقی در اینترنت با برنامه Snowflakes(دانه های برف) مواجه شد، آنها با آغازی باز و قلبی پر از امید، تصمیم گرفتند تا پذیرای همه possibilities باشند.
این انعطاف و اشتیاق، نهایتاً آنها را به سمت جنینهای لیندا آرچرد و همچنین کلینیک ناباروری ریجویس (Rejoice Fertility) در ناکسویلِ تنسی هدایت کرد. دکتر جان گوردون، بنیانگذار این کلینیک، که باورهای عمیق مذهبیاش محرک اصلی کار اوست، درباره فلسفه کاریاش میگوید: «ما بر اساس اصولی مشخص که از ایمانمان سرچشمه میگیرد، عمل میکنیم. معتقدیم هر جنینی سزاوار فرصتی برای زندگی است.»
عملیات نجات: از یخ تا زندگی
جنینها در یک محفظه پلاستیکی مهر و موم شده به کلینیک رسیدند. فرآیند ذوب یخ (Thawing) کاری بسیار حساس و دقیق بود که نیازمند انتقال سریع جنینها به محیطی گرم و مغذی بود. از میان سه جنین، هر سه مرحله ذوب را با موفقیت پشت سر گذاشتند، اما متأسفانه یکی از آنها رشد خود را متوقف کرد. دو جنین باقیمانده در تاریخ ۱۴ نوامبر(۲۴ ابان) به رحم لیندسی منتقل شدند. و سپس، معجزه رخ داد: تنها یکی از آنها به رشد ادامه داد و تبدیل به تادئوس شد.
اکنون هر دو خانواده امیدوارند روزی بتوانند یکدیگر را از نزدیک ملاقات کنند. تا آن زمان، شگفتزده شدن از دستاوردی که پشتکار انسان و پیشرفت علم ممکن ساخته، برایشان کافی است.
پرسشهایی برای فردا
تولد تادئوس، که رکورد قبلی تولد از یک جنین منجمد ۳۰ ساله (متعلق به خانواده ریجوی در سال ۲۰۲۲) را نیز شکست، پرسشهای عمیق فلسفی، اخلاقی و حقوقی را پیش روی بشر میگذارد:
حد نهایی حیات در انجماد کجاست؟ آیا جنینها میتوانند برای صدها یا هزاران سال زنده بمانند؟
آیا اخلاقی است که جنینهای قدیمی، دههها بعد، متولد شوند؟ پیامدهای اجتماعی و روانی این کار برای کودک و خانواده چیست؟
حقوق طرفین درگیر اهداکننده، دریافتکننده و کودک چگونه تعریف میشود؟
هیچ پاسخ سادهای برای این پرسشها وجود ندارد. اما آمارها نشان میدهند که تعداد تولدهای ناشی از IVF در حال افزایش است (حدود ۲٪ در ایالات متحده و ۳.۱٪ در بریتانیا). هماکنون، میلیونها جنین منجمد در مخازن نیتروژن مایع در سراسر جهان خوابیدهاند؛ گنجینهای عظیم از احتمالات و رازها که شاید روزی دیگر بار، جهانیان را شگفتزده کنند.
منبع zmescience