رکوردشکنی جدید فلز زرد؛ چرا طلا دوباره اوج گرفت؟
بازتاب – بازار جهانی طلا در آستانه تجربهای جدید ایستاده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک «نوسان قیمتی» نامید. عبور قیمت هر اونس طلا از مرز ۵ هزار دلار (حتی با وجود عقبنشینی مقطعی از سقف ۵۱۰۰ دلار ) نشانه ورود جهان به مرحلهای تازه از رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی است؛ مرحلهای که در آن طلا بار دیگر از یک دارایی مالی به ابزار قدرت تبدیل شده است.
در نگاه نخست، بازدهی ۵۳ درصدی طلا در شش ماه و ۸۴ درصدی در یکسال اخیر شاید برای اقتصادی مانند ایران که به جهشهای چندصددرصدی عادت دارد، چشمگیر به نظر نرسد. اما در مقیاس جهانی، جایی که تورم اغلب اقتصادهای بزرگ زیر ۵ درصد است، این ارقام یک زلزله تمامعیار در بازار داراییها محسوب میشود؛ زلزلهای که ریشههای آن را باید فراتر از عرضه و تقاضای کلاسیک جستوجو کرد.
طلا؛ پناهگاه در عصر بیاعتمادی
نخستین موتور این جهش بازگشت گسترده سرمایهها به داراییهای امن است. تغییر رفتار آمریکا از «جذبکننده مازاد عرضه جهانی» به بازیگری که با ابزار تعرفه و فشار تجاری حتی متحدان سنتی خود را تهدید میکند، سیگنالی روشن به بازارها داده است: بیثباتی، وضعیت جدید جهان است. در چنین فضایی، خروج سرمایه از بازارهای سهام و هجوم به طلا رفتاری قابل پیشبینی است. همان جمله معروف سرمایهگذاران که این روزها دوباره شنیده میشود، خلاصه ماجراست: «طلا شاید سود ندهد، اما نمیگذارد نابود شوی.»
بانکهای مرکزی؛ بازیگران اصلی جنگ طلا
اگر تا چند سال پیش بانکهای مرکزی نقش مکمل را در بازار طلا داشتند، امروز به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند. چین در این میدان، نماد یک تغییر استراتژیک است. افزودن بیش از ۱۲۰۰ تن طلا به ذخایر رسمی در یک دهه و ثبت دورههای خرید متوالی، تنها یک تصمیم مالی نیست؛ این پیام آشکار پکن به نظام پولی جهان است که وابستگی به دلار باید کاهش یابد.
برآوردهایی که از خریدهای غیررسمی و اعلامنشده چین منتشر شده، نشان میدهد رقابت پنهانی برای انباشت طلا در جریان است. این روند محدود به چین هم نیست؛ از لهستان تا سایر بازارهای نوظهور، بانکهای مرکزی در حال بازتعریف ذخایر ارزی خود هستند. پیشبینی اینکه ۹۵ درصد بانکهای مرکزی انتظار افزایش ذخایر طلای جهانی را دارند، بهخوبی نشان میدهد این موج موقتی نیست.
دلار ضعیف، طلا قوی
همزمان با این تحولات، دلار آمریکا نیز یکی از ضعیفترین دورههای خود در سالهای اخیر را تجربه میکند. افت شاخص دلار به محدوده ۹۷ و ثبت کاهش ۹.۴ درصدی در سال ۲۰۲۵، طلا را برای خریداران جهانی جذابتر کرده است. انتظار بازار برای کاهش نرخ بهره و نگرانیها درباره استقلال فدرال رزرو فشار مضاعفی بر دلار وارد کرده و سرمایهها را به سمت داراییهای غیر دلاری سوق داده است.
ژئوپلیتیک ملتهب و سایه تعرفهها
از جنگ اوکراین و تنش های خاورمیانه گرفته تا اختلافات تجاری آمریکا با اروپا و شرق آسیا، نقشه ژئوپلیتیکی جهان پر از نقاط بحرانی است. تهدید تعرفههای سنگین، اختلافات بر سر منابع و مناطق استراتژیک و نااطمینانی سیاسی، همگی تقاضا برای طلا را تقویت کردهاند. در چنین شرایطی، طلا نهفقط پوشش ریسک اقتصادی، بلکه بیمهای در برابر تصمیمات ناگهانی سیاسی تلقی میشود.
بدهی آمریکا؛ پاشنه آشیل نظم مالی
شاید عمیقترین عامل جهش طلا، نگرانیهای ساختاری درباره بدهی دولت آمریکا باشد. نظام مالی جهانی دههها بر اعتبار اوراق خزانهداری ایالات متحده بنا شده بود، اما رشد مداوم کسری بودجه این پرسش را پررنگ کرده است که آیا این بدهیها واقعاً پایدارند؟ تردید در پاسخ به این سؤال، سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی را به سمت کاهش وزن داراییهای دلاری و افزایش سهم طلا سوق داده است؛ تغییری که میتواند اثرات بلندمدت و ماندگار بر بازارها بگذارد.
طلا فراتر از یک فلز
آنچه امروز در بازار طلا جریان دارد، بیش از یک رکورد قیمتی است. طلا دوباره به زبان مشترک بیاعتمادی جهانی تبدیل شده؛ زبانی که در آن قدرتهای بزرگ، رقابتهای پنهان خود را نه با بیانیه سیاسی، بلکه با خرید و انباشت فلز زرد بیان میکنند. اگر این روند ادامه یابد، «جنگ جهانی طلا» شاید به یکی از تعیینکنندهترین فصلهای اقتصاد بینالملل در دهه پیشرو تبدیل شود؛ فصلی که در آن طلا بار دیگر نقش داور نهایی اعتماد را بازی خواهد کرد.












