رژیم صهیونیستی از بحران قطر چگونه سود می برد؟

    کد خبر :44229

در روابط سه جانبه تل آویو – ریاض – واشنگتن، کدام طرف بیشتر به این رابطه نیاز دارد؟
الیزابت مارتو، در گزارشی در نشریه لوپوئن (فرانسه) نوشت:
اگرچه روابط بین دولت یهود و برخی کشورهای خلیج [فارس] بهتر شده است، اما هنوز با عادی سازی روابط اسرائیل و اعراب فاصله دارد.
در حالی که بحران قطر از اواخر ماه می ۲۰۱۷ باعث اختلاف بین سلطان نشین های نفتی شده است و احتمال دارد شورای همکاری خلیج [فارس] را به شدت تضعیف کند، اسرائیل تحقیر قطر را همچون فرصتی تاریخی برای روابط حسنه با ریاض و ابوظبی در نظر می گیرد و بدین ترتیب محور ضد ایران و ضد اخوان المسلمین را تحت حمایت رئیس جمهور آمریکا متحد می کند.
در ده سال اخیر روابط بین اسرائیل و برخی کشورهای خلیج [فارس] رشد بی سابقه ای داشته است تا حدی که بنیامین نتانیاهو در نخستین سفر رسمی خود به واشنگتن در فوریه گذشته گفت: «کشورهای عرب منطقه دیگر اسرائیل را دشمن نمی دانند بلکه بیش از پیش آن را همچون یک متحد به شمار می آورند.» هدف وی در ورای این اظهارات عادی سازی روابط اسرائیل و اعراب است که با وجود این هنوز تا تحقق آن راهی طولانی در پیش است. این عادی سازی مستلزم هوشمندی و حتی یکسان سازی دور از ذهن منافع اسرائیل، کشورهای خلیج [فارس] و آمریکا است.
بحرانی که در درجه اول برای اسرائیل سودمند است
اویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، از قطع روابط دیپلماتیک بین قطر و عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر در پنجم ژوئن استقبال کرد و گفت که این مسئله «امکان همکاری را در مبارزه با تروریسم فراهم می کند.» تل آویو با دغدغه های ضد اخوان المسلمین ابوظبی (و قاهره) و ضد ایرانی ریاض (و منامه) در سیاست سرکوب دوحه به طور آشکار و علنی هم عقیده است.
اظهارات رئیس جمهور آمریکا هنگام دیدار از ریاض و بیت المقدس در ماه می نیز تأیید کرد که هدف سیاست خاورمیانه ای وی به طور انحصاری تکیه کردن بر متحدین سنی و اسرائیل است تا با بی ثباتی که ایران ایجاد می کند، اسلام سیاسی و جهادگرایی مبارزه کند. بنا بر این بسیاری خواستند این بحران شورای همکاری خلیج [فارس] را فرصتی برای «اتحاد منطقه ای» جدید بدانند، در حالی که دیگران از قرار گرفتن سعودی در کنار واشنگتن و به احتمال تل آویو ابراز خشم نمودند.
با وجود این اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم اسرائیلی ها علت این تنش ها هستند، چون آن ها فقط اختلافات قدیمی را برای دامن زدن به آن ها، دوباره مطرح می کنند. با وجود اظهارات تحریک آمیز دونالد ترامپ درباره به ایران و کشورهای خلیج [فارس] برای بیرون راندن تروریست ها از کشورشان، واشنگتن مسبب این بحران نیست. به نظر می رسد که سعودی ها و اماراتی ها به همراه یکدیگر از تغییر موضع دیپلماسی آمریکا پس از اوباما استفاده کرده اند تا در درون شورای همکاری خلیج [فارس] به شدت تسویه حساب کند.
نزدیکی روابط…
چون برداشت ها نقش مهمی را در خاورمیانه ایفاء می کند، تل آویو روی بحرانی سرمایه گذاری می کند که پس از چند سال در روابط حسنه اسرائیل و کشورهای خلیج [فارس] نقش دارد. دو طرف کم و بیش با احتیاط رفتار می کنند تا نشان دهند که این روابط در سطح اقتصادی و ژئو استراتژیک است. این امر به شرکت های اسرائیلی با فن آوری پیشرفته و امنیت سایبری، مبادله تحلیل ها و اطلاعات (به ویژه درباره ایران اما در حال حاضر به طور گسترده تر درباره منطقه) یا ملاقات های سری در محافل دیپلماسی غیررسمی، همان گونه که ایمیل های حک شده سفیر امارات در واشنگتن حاکی از آن است، مربوط است.
در سال ۲۰۱۵ امارات متحده عربی از طریق آژانس بین المللی انرژی تجدید پذیر به اسرائیل اجازه داد تا در ابوظبی دفتر نمایندگی باز کند و در تمرین های نظامی مشترک همچون رزمایش یونان در مارس گذشته شرکت کرد. سعودی ها نیز برای سنجیدن افکار عمومی به چند اقدام آزمایشی در زمینه نزدیک ساختن روابط خود با اسرائیل مبادرت کردند: تبادل گفتگو بین دوری گلد (مدیرکل وزارت امور خارجه اسرائیل و طرفدار روابط حسنه اسرائیل و کشورهای خلیج [فارس]) و انور عشقی (مدیر مرکز مطالعات در جده) در ژوئن ۲۰۱۵ در شورای روابط خارجی در واشنگتن در دیداری در بیت المقدس در ژوئیه ۲۰۱۶ که رسانه ای شد؛ گفتگوهای بین شاهزاده ترکی الفیصل (رئیس سابق سازمان های اطلاعاتی سعودی) و یاکف آمیدور (ژنرال ارشد و مشاور سابق امنیت ملی بنیامین نتانیاهو) در موسسه واشنگتن در ماه می ۲۰۱۶.
اما بدون عادی سازی روابط
برخی از رهبران اسرائیل که رویای پیوستن به محور راهبردی از قاهره تا ریاض با عبور از تل آویو، عمان و ابوظبی را در سر دارند، رویای عادی سازی روابط خود را با کشورهایی که «کشورهای سنی میانه رو » نامیده می شوند، دارند. در واقع تنها شرکای تاریخی اما ضعیف (اردن و مصر) و امارات متحده عربی که با تغییر موضع سعودی درباره این موضوع اطلاع دارند، از این «اتحاد دور از ذهن» حمایت می کنند.
در عوض اسرائیل توانست رئیس جمهور آمریکا را بهترین سخنگوی خود قرار دهد. آنچه که باراک اوباما از انجام آن خودداری کرده بود، دونالد ترامپ در حال فراهم ساختن آن برای آنهاست: مقابله با تهدید ایران از طریق مذاکره با شورای همکاری خلیج [فارس] و حمایت آمریکا از تشکیل «ناتوی عربی» در ازای روابط حسنه مهم با تل آویو (که بخشی از این ائتلاف است). مگر این که این پیشنهاد فریبنده بسیار پیچیده تر از آنچه که به نظر می رسد، باشد.
در روابط سه جانبه تل آویو – ریاض – واشنگتن، کدام طرف بیشتر به این رابطه نیاز دارد؟ چه کشوری نمایش می دهد؟ بدون شک پاسخ آن اسرائیل است که نخست وزیر آن از سال ها پیش تا کنون هدف دیگری جز عادی سازی روابط با کشورهای عرب سنی نداشته و با یک تیر دو نشان می زند، ضمن ممانعت از راه حل مسئله فلسطین، با ایران مقابله می کند. چه چیزی موثرتر از صلح اسرائیل و اعراب بدون صلح اسرائیل و فلسطین است؟
و فلسطینی ها چطور؟
در این جا است که موضوع فلسطین با تبدیل شدن به برگ برنده برای ریاض دوباره ظاهر می شود. همان گونه که افشای ماهرانه منظم در وال استریت ژورنال نشان داد، ریاض و ابوظبی خواستار اقداماتی درباره محدود شدن شهرک سازی و محاصره غزه از اسرائیل شدند. این درخواست ها بیشتر در زمینه استقلال کشور فلسطین است، همان گونه که هدف ابتکار صلح عربی در سال ۲۰۰۲ بود. اما تا زمانی که بنیامین نتانیاهو و گروه راست افراطی بر سر قدرت هستند، گامی به پیش برندارند، ابوظبی و ریاض با افشای طرحی که تحقق آن غیرممکن است، هیچ چیز را به خطر نمی اندازند. آنها آن را می دانند. بدین ترتیب به طور قطع همکاری منافع بین اسرائیل و برخی کشورهای خلیج [فارس] گسترش خواهد یافت، اما راه به سوی عادی سازی روابط همچنان طولانی است.
در واقع عربستان سعودی هیچ علاقه ای به رسمی کردن این رابطه ندارد چون وصعیت کنونی دارای مزایایی است بدون این که مشکلی به همراه داشته باشد (انتقاد افکار عمومی، خیانت به آرمان فلسطین و خدشه دار کردن وجهه آن به عنوان رهبر جهان سنی). اما تقویت حمایت نظامی آمریکا را می خواهد. بدین ترتیب، ریاض به رئیس جمهور آمریکا وعده می دهد که به سوی اسرائیل دست دراز خواهد کرد و شورای همکاری خلیج [فارس] را تحت کنترل خود درخواهد آورد. سیاست ریاض با خطراتی (به ویژه برای حماس، غزه و در نتیجه برای اسرائیل) همراه است. با وجود این، عربستان می گوید این ریاض است که شرایط خود را به واشنگتن و تل آویو دیکته می کند و نه برعکس.

منبع:خبرگزاری آریا

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید