بازار ارز در شوک سیاسی؛ آیا مکانیسم ماشه میتواند بازار را بشکند؟

بازتاب– بازار ارز در نخستین روز هفته با رفتوبرگشتهای محسوس میان کف ۱۰۳ هزار و سقف ۱۰۴ هزار و ۱۰۰ تومان سپری شد. دلار آزاد که در آغاز معاملات با گپ مثبت در محدوده ۱۰۳ هزار تومان بازگشایی شد، با جهش مقطعی به کانال ۱۰۴ هزار تومان رفت اما نتوانست در آن سطح تثبیت شود و در نهایت روی نرخ ۱۰۳ هزار و ۱۰۰ تومان به کار خود پایان داد. چنین الگویی بار دیگر نشان داد که بازار در وضعیت حساسیت بالا نسبت به اخبار سیاسی قرار دارد و بیش از آنکه تحت تأثیر متغیرهای واقعی اقتصادی باشد، به سیگنالهای روانی واکنش نشان میدهد.
محرکهای روانی و سایه «مکانیسم ماشه»
عامل برجسته در رشد تقاضای احتیاطی روز شنبه، برجستهشدن گمانهزنیها درباره احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه بود. این موضوع، بخشی از سرمایهگذاران را به سمت خریدهای کوتاهمدت سوق داد و کانالهای ۱۰۳ و ۱۰۴ هزار تومان را به نقاط مرجع روانی بدل کرد. تجربه نشان داده است که در چنین شرایطی، حتی یک تیتر خبری یا اظهار نظر میتواند بهعنوان سیگنال قیمتی عمل کند و روند بازار را دستخوش تغییر کند.
الگوهای معاملاتی و رفتار سرمایهگذاران
حجم معاملات نسبت به هفته گذشته رشد داشت؛ رشدی که تحلیلگران آن را ناشی از افزایش نااطمینانی و تلاش برای پوشش ریسک تفسیر میکنند. در نیمه دوم روز، با فروکش کردن تقاضای هیجانی، بخشی از رشد قیمتی تعدیل شد. در بازارهای موازی نیز دلار هرات و درهم امارات نوسان مشابهی را تجربه کردند؛ درهم با رشد تا سطح ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان بسته شد و دلار هرات پس از رفتوبرگشت در محدوده ۱۰۲ تا ۱۰۳ هزار تومان، نهایتاً در ۱۰۳ هزار و ۱۰۰ تومان ایستاد.
سطوح حمایتی و مقاومتی در کوتاهمدت
تحلیلهای تکنیکال نشان میدهد سطوح ۱۰۳ و ۱۰۲ هزار و ۵۰۰ تومان بهعنوان حمایتهای کوتاهمدت عمل میکنند، در حالی که مقاومتهای ۱۰۴ و ۱۰۴ هزار و ۱۰۰ تومان همچنان مانع از صعود پایدار هستند. عبور از این مقاومتها نیازمند تشدید نااطمینانی سیاسی است و در مقابل، هرگونه خبر مثبت میتواند معاملات را به سمت حمایتها متمایل کند.
دیدگاه کارشناسان؛ روانی یا واقعی؟
دو دیدگاه عمده در تحلیل ریشه نوسانهای اخیر مطرح است:
گروه نخست افزایش قیمتها را نه نتیجه فشار واقعی عرضه و تقاضا، بلکه انعکاس فضای روانی ناشی از اخبار سیاسی میدانند. به اعتقاد این دسته، مقاطع سنتی تقاضا همچون اربعین پشت سر گذاشته شده و نیازهای اصلی از کانالهای رسمی تأمین میشود.
گروه دوم بر نقش انتظارات تورمی تأکید دارند و معتقدند برجسته شدن مکانیسم ماشه، فضای ذهنی بازار را به سمت تورم بیشتر سوق داده است. از دید آنها، دخالت شتابزده سیاستگذار در چنین فضایی میتواند اثر معکوس داشته باشد و بهتر است مدیریت بازار با ابزارهای شفاف و در سطوح تثبیتشده انجام گیرد.
سناریوهای رسانهای؛ نرخسازی یا تحلیل؟
همزمان با این نوسانات، برخی چهرههای اقتصادی و حتی نهادهای رسمی سناریوهایی از دلار ۱۵۰ تا ۱۶۵ هزار تومان مطرح کردند. هرچند برخی از این گزارشها تکذیب شد، اما اثر روانی آن بر بازار غیرقابل انکار است. کارشناسان این قبیل اظهارات را «نرخسازی رسانهای» توصیف میکنند که بیش از آنکه بر مبنای دادههای اقتصادی باشد، به التهاب بازار دامن میزند و انتظارات تورمی را تشدید میکند. تجربه نشان داده است که چنین گمانهزنیهایی نه تنها به پیشبینی درست آینده کمک نمیکند، بلکه بهعنوان عامل بیثباتی عمل میکند.
چرا سناریوهای سیاه مبنای واقعی ندارند؟
سناریوهای سیاه درباره جهشهای نجومی نرخ ارز بیشتر جنبه روانی دارند تا اقتصادی، زیرا اولاً تحریمهای احتمالی شورای امنیت ابزار جدیدی به محدودیتهای موجود اضافه نمیکنند و عمده فشارها پیشتر اعمال شده است؛ ثانیاً سازوکارهای اقتصادی ایران در سالهای اخیر متنوعتر شده و با فروش نفت از مسیرهای غیردلاری و ایجاد کانالهای تجاری جایگزین، بخشی از اثرگذاری تحریمها کاهش یافته است؛ و ثالثاً تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد که تلاش برای فعالسازی یکجانبه مکانیسم ماشه عملاً بینتیجه ماند، بنابراین تکرار این سناریوها بیشتر به التهاب روانی بازار دامن میزند تا اینکه واقعیت اقتصادی پایداری داشته باشد.
بازار ارز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت شفاف بانک مرکزی و ورود بهنگام سیاستگذار است. جلوگیری از معاملات سفتهبازانه، شفافسازی منابع ارزی و کنترل انتظارات، ابزارهایی هستند که میتوانند دامنه نوسانات را محدود کنند. در کنار آن، ضرورت دارد نهادهای نظارتی مانع از انتشار آزادانه سناریوهای هیجانی و پیشبینیهای نجومی شوند؛ چرا که این اظهارات، بیش از آنکه تحلیل باشند، بازی با افکار عمومی و برهمزننده ثبات اقتصادیاند.
آینده دلار؛ وابسته به اخبار سیاسی
روز نخست هفته نشان داد که دلار همچنان زیر سقف تاریخی خود در کانال ۱۰۶ هزار تومان قرار دارد و تا زمانی که این سطح شکسته نشود، نوسانات در محدوده ۱۰۲ تا ۱۰۴ هزار تومان ادامه خواهد داشت. مسیر کوتاهمدت نرخ ارز به شدت تحت تأثیر اخبار سیاسی و فضای روانی است و آینده بازار بیش از هر چیز به نحوه مدیریت سیاستگذار و کاهش هیجانات رسانهای وابسته خواهد بود. در شرایط کنونی، اقتصاد ایران به جای سناریوهای بدبینانه و نرخسازیهای رسانهای، بیش از هر چیز نیازمند ثبات، شفافیت و اصلاحات ساختاری است.