واقعیاتی که صداوسیما درباره فضای مجازی نمی‌گوید

  • کامنت
  • دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ۱۷:۳۰
    کد خبر :421672

صداوسیما اخیرا در گزارشی که در بخش خبری ٢٠:٣٠ پخش شد، به بررسی موضوع شبکه ملی اطلاعات پرداخته و مدیریت ‏دولت و وزارت ارتباطات در فضای مجازی را به باد انتقاد گرفته است. ‏

به گزارش انتخاب، حمله مذکور البته با واکنش وزیر ارتباطات روبرو شد. محمدجواد آذری جهرمی ویدیویی از یک کارآفرین ‏جوان بازنشر کرد که در آن، فرد مذکور با تشریح روند کاری خود از ورود ناگهانی صداوسیما و سهمی که از او خواسته بود ‏سخن می‌گوید. وزیر ارتباطات نیز در کنایه‌ای آشکار، از این می‌پرسد که آیا ممنع التصویر نیز شده است؟! ‏

کنایه ممنوع التصویری مربوط به خبری است که چندی پیش در مورد ممنوع التصویر شدن آذری جهرمی از سوی صداوسیما ‏منتشر شده بود. ‏

آذری جهرمی در پاسخ طعنه آمیز از فرد مذکور با عنوان «جوانِ زیرکِ کارآفرینی که صدا و سیما را دست انداخت و از فرصتِ ‏آنتن تلویزیون، برای بیان واقعیت رفتار صدا و سیما با تولیدکنندگان بومی استفاده کرد» یاد کرده است.

اما اصل گزارش ٢٠:٣٠ چه می‌گوید؟ آنچه از محتوای گزارش برمی آید آن است که صداوسیما قصد دارد با استناد به بیانات ‏رهبر معظم انقلاب درباره فضای مجازی، دولت روحانی و وزارت ارتباطات آن را متهم کند که در مسیر دیگری رفته و هیچ ‏توجهی به شبکه ملی اطلاعات و دیگر موارد مهم در حوزه فضای مجازی ندارد. ‏

مرور بیانات رهبر معظم انقلاب و عملکرد صداوسیما در حوزه فضای مجازی نشان می‌دهد که نه تنها این ادعا صحت ندارد بلکه ‏به عکس، این صداوسیماست که در رویه‌ای عجیب وارد حوزه‌های نامربوط به خود شده و اموری که در آن وظیفه مشخصی ‏برای این سازمان تعریف شده را به طور کلی رها کرده است. ‏

در نامه مقام معظم رهبری در سال ۹۴، شبکه ملی اطلاعات در سه لایه تعریف شده؛ یکی لایه شبکه و زیرساخت، دیگری لایه ‏خدمات و سرویس و دست آخر لایه محتوا. بر اساس آنچه در نامه مذکور معین شده، امور مربوط به شبکه و زیرساخت وظیفه ‏وزارت ارتباطات، لایه مربوط به خدمات وظیفه همه بخش‌ها و ارگان‌های مرتبط با مرکزیت مرکز ملی مجازی، و در نهایت لایه ‏محتوا، وظیفه صداوسیما و دستگاه‌های فرهنگی تعیین شده است. ‏

در سال‌های گذشته، در بخش زیرساخت، گام‌هایی از سوی دولت و وزارت ارتباطات برداشته شده، اما در بخش محتوا، که ‏وظیفه آن بیش از هر ارگانی بر عهده صداوسیماست، تقریبا هیچ اتفاق مهمی رخ نداده. در عوض، صداوسیما در تصمیمی عجیب ‏به حوزه‌ای ورود کرده که اساسا ارتباطی به آن ندارد. به بیان دیگر، صداوسیما به جای محتوا، لایه مربوط به خدمات و پلتفرم ‏را در اولویت خود قرار داده است. نمونه‌های این موضوع فراوانند. به طور مثال راه اندازی پیام رسان سروش و روبیکا در ‏همین راستا انجام شده است. جالب اینجاست که صداوسیما در همین حوزه هم تلاش دارد تا تمام رقبای خود را یک به یک از بین ‏ببرد؛ در این بین فرقی هم میان رقبای داخلی و خارجی وجود ندارد. حتی سایت‌ها و نرم افزار‌های پخش فیلم مانند آپارات، ‏فیلیمو، آنتن و … همگی با اعمال فشار صداوسیما مجبور به نوعی کنار آمدن با این سازمان شده اند و از سوی دیگر، پیام رسان ‏های خارجی از جمله تلگرام و اینستاگرام هم هر روز به طرق مختلف از سوی این سازمان تحت فشار قرار گرفته و تخریب می ‏شوند. ‏.

اما علت این رفتار صداوسیما چیست؟ پاسخ احتمالا ساده است؛ صداوسیما از نظر محتوایی عملکرد مطلوبی چه در تلویزیون و ‏رادیو و چه در بخش‌های دیگر از جمله فضای مجازی نداشته و این موضوع از نظر هیچ ناظر منصفی پنهان نیست. دلایلی مانند ‏کم بودن بودجه و نیز محدودیت‌های فرهنگی که به طور متناوب از سوی مسئولان ارشد صداوسیما عنوان می‌شوند نیز هرگز ‏نمی توانند این موضوع را توجیه کنند. این توجیهات یا اساسا از نظر داده‌ها و اطلاعات و مقایسه‌ها صحت ندارند مانند مقایسه ‏بودجه صداوسیما با بودجه شبکه‌های خارجی؛ و یا در اندازه‌ای نیستند که بتوان آن را توجیه کننده عملکرد ضعیف صداوسیما ‏دانست. به بیان دقیق تر، صداوسیما از نظر محتوایی به اندازه‌ای از رقبای خود عقب افتاده که مشکل تنها به محدودیت‌های ‏فرهنگی مربوط نمی‌شود. اتفاقا محدودیت‌های رسانه‌های داخلی به جز صداوسیما بسیار بیشتر از خود رسانه ملی است. ‏

با این وجود، صداوسیما برای جبران این ضعف خود در محتوا، به یک راه حل دیگر روی آورده و آن به دست گرفتن حوزه پلتفرم ‏است تا با اعمال زور و فشار محتوای خود را به صدر بیاورد و ارتقاء بخشد. ‏

نتایج برخی نظرسنجی‌ها که اخیرا انجام شده، از یک واقعیت عجیب رونمایی می‌کند و آن اینکه سازمان عریض و طویل ‏صداوسیما حتی در مقایسه با تولیدکنندگان مستقل داخلی که درصد کوچکی از امکانات و بودجه و ابزار‌ها و حمایت‌های رسانه ‏ملی را در اختیار ندارند، مانند مجموعه دیرین دیرین و نمونه‌های مشابه آن هم از نظر محتوا ضعیف‌تر عمل کرده. ‏

جالب اینجاست که صداوسیما حتی حاضر نیست خود هزینه این زیاده خواهی را بدهد. به همین دلیل است که به تناوب اخبار ‏مختلفی منتشر می‌شود که هدف آن‌ها اعمال فشار به نهاد‌های دیگر برای محدود کردن رقباست؛ این رقیب می‌تواند یک سایت ‏باشد، یا یک پیام رسان، یک نرم افزار یا شبکه‌های اجتماعی. نقطه مطلوب صداوسیما هم فیلتر آنهاست؛ اما می‌خواهد هزینه ‏این کار هم از جیب یک نهاد دیگر داده شود. قابل تامل اینکه انتقاد‌های صداوسیما از دستگاه‌های مسئول هم به همین ‏موضوعات بازمی گردد. مثلا از وزارت ارتباطات طلب می‌کند که چرا شبکه‌های اجتماعی رقیب سروش فیلتر نمی‌شوند؟ یا از ‏دیگر دستگاه‌های مسئول می‌خواهد که احکام محدودکننده یا مسدودکننده برای تک تک رقبا صادر شود. ‏

واقعیتِ نحوه ورود صداوسیما به فضای مجازی همین است و از این نظر، عجیب نیست که همه توان تبلیغاتی آن‌ها صرف همین ‏فشار‌ها و نیز عادی جلوه دادن درخواست‌های شان شود؛ آن هم در شرایطی که اساس حوزه مذکور یعنی حوزه زیرساخت و ‏پلتفرم که به آن ورود کرده اند، ارتباطی به صداوسیما ندارد و در حوزه محتوا که وظیفه خود صداوسیماست، کارنامه مردودی ‏دارند. ‏

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید