يك دهم ايرانيان دلبسته فالگيرها

    کد خبر :133534

داستان از جایی شروع شد که سحر، دختر 32 ساله به دلیل گرفتاری و گره‌هایی که در کار،ازدواج، مسائل عاطفی و تحصیل داشت، به پیشنهاد دوستش با یک رمال آشنا شد.

رمال نيز وجود دفینه و جادو در زندگی و طالعش را تایید کرد و سحر به پیشنهاد دوستش با دعا نویسی در یکی از شهرهای مذهبی کشورمان (نام شهر و نشانی این رمال در دفتر روزنامه محفوظ است) آشنا شد. این رمال به بهانه اینکه لازم است سحر و جادو را با دعای مخصوصی باطل کند، جای خلوتی را فراهم کرده و سحر را به آنجا کشانده، سحر نيز گرچه همراه با برادرش به این مکان می رود اما اتاق مخصوص باطل کردن جادو درجای دیگری بود.

سحر بعد از حواشی فراوان، وقتی متوجه درخواست‌ها و نیت شوم پیرمرد 70 ساله می شود، اتاق را ترک کرده و با مرجعه به پلیس، این فرد دستگیر می شود. این رمال حالا به قید ضمانت آزاد شده و و این دختر جوان هنوز در شوک و آسیب روانی حاصل از این حادثه به سر می برد. سحر می گوید: کاش تمام دخترهای همسن و سال من بدانند که اعتماد به این افراد تاوان سنگینی دارد؛ وقتی دیدم که تمام مراجعه‌کنندگان به این رمال زنان محجبه هستند و همه از نتیجه کار راضی بودند به او اعتماد کردم.

اینکه این رمال در یک شهر مذهبی فعالیت می کرد، از دلایل دیگر اعتمادم به او بود. حالا دلم می‌خواهد به تمام کسانی که دنبال رمال، فالگیر، یا دعا نویس هستند تا در کارشان گره گشایی شود، بگویم که حادثه آن‌قدر تلخ و فراموش نشدنی است که قادر به گفتن آنچه در اتاق دربسته بر من گذشت، نیستم! بروز اتفاقات تلخ براي سحر و دختراني مانند او سبب شد تا گفت و گویی با «ابوالفضل رحیمی شاد» جامعه شناس در مورد این معضل، آسیب‌های گرایش به رمالی و علت اعتماد به این افراد سودجو صورت گيرد که درادامه می آید.

به نظرشما با وجود اطلاع رسانی‌های انجام شده درباره تجاوزوکلاهبرداری ومشکلات دیگرمرتبط با رمالی وفالگیری، کدام عوامل اجتماعی سبب می‌شود که مردم همچنان به رمال‌ها و فالگیرهامراجعه کنند؟

ابتدا لازم است پیش ازپرداختن به این سوال، دو نکته راعرض کنم. اول اینکه در پرداختن به این موضوع لازم است مساله تجاوز، کلاهبرداری و وقوع جرايمی از این دست ازسوی رمال‌ها و فالگیرها ازمساله رمالی وفالگیری جدا بررسی شود. حتی اگرهمه یا اکثریت قریب به اتفاق رمال‌ها وفالگیرها چنین بلایی سر مراجعه کنندگان می آورند که می دانیم این‌گونه نیست، دوباره باید این دو موضوع جدا بررسی شود ودوم اینکه آیا رمالی وفالگیری ومراجعه مردم به رمال وفالگیر، نوعی ناهنجاری و مساله اجتماعی بوده وجنبه پرابلماتیک دارد و نیازمند بررسی دقیق است؟

خیلی کوتاه باید عرض کنم كه به‌نظر من این‌گونه نیست. به زبان ساده این پدیده به خودی خود، مشکل وآسیب اجتماعی نیست، اگرچه می‌تواند بیانگروجود برخی مشکلات و کاستی‌های جدید در جامعه باشداما برگردیم به سوال شما. نتیجه یک کارتحقیقی نشان داده است که حدود ۱۰ درصد ازایرانیان یعنی حدود هشت میلیون نفر، درسال به رمال وفالگیرها مراجعه می‌کنند. این مراجعه دودلیل عمده دارد؛ کنجکاوی يا رفع مشکلاتی که به طریق دیگرحل نشده‌است.

شاید بیشتر انسان ها مایل باشند که بدانند در آینده برای آن‌ها یا در محیط زندگی‌شان چه اتفاقی خواهد افتاد و چه بسا زندگی امروز خود را براساس این پاسخ سامان دهند، این خواست هیچ اشکالی ندارد؛ به‌طورحتم می دانید که پیش بینی و کنترل، از کارکردهای علم تجربی است اما وقتی علم به آن درجه از پیشرفت نرسیده باشد و یا یک جامعه از علم پیشرفته بی بهره باشد، مردم برای پیدا کردن پاسخ آن پرسش‌ها به جای مراجعه به علم و عالم به سراغ فال ، فالگیر و رمال می روند.

اما بسیاری از مراجعه کنندگان نیز از رمالان می‌خواهند که مشکل را حل یا گره‌گشایی کنند. این موضوع طبیعی است؟

طبیعی است که مردم وقتي نتوانند بیماری‌شان را درمان کنند، نگران باشندو بخواهند درمان از طریق جادو و رمالی را نیز امتحان کنند. جای تعجب ندارد اگر احساس کنند همه راه‌ها به روی‌شان بسته شده و نمی‌توانند با کوشش و تلاش، شغل پیدا کنند، پس ناراحت و افسرده شوند و برای باز شدن گره بسته کارشان، پیش رمال و فالگیر بروند. قابل درک است اگر کسی چیز با ارزش و گرانبهايي گم کند یا از او سرقت کنند، نگران و پریشان شود و راه کسب خبر از غیب پیش گیرد یا اینکه اگر کسی احساس کند همسرش با فرد دیگری رابطه عاطفی برقرار کرده، عصبانی شود و احساس ناکامی کند و چون اعتمادی به روان شناس و مشاور ندارد یا امتحان کرده و نتیجه نگرفته به سراغ رمال و جن‌گیر برود.

حالا اگر پزشکی راه درمان همه بیماری‌ها را پیدا کرده‌و امکان دستیابی به دکتر و درمانگاه و بیمارستان برای همه فراهم باشد، دسترسی به روان‌شناس و مشاور متخصص برای همگان وجود داشته و وضعیت اقتصادی به ویژه اشتغال مناسب باشد، مهارت‌های زندگی در مدارس و رسانه‌ها به خوبی آموزش داده شود، نظام تربیتی به سمت اخلاق محوری حرکت کند، تجهیزات نظارتی و امنیتی پلیس کامل باشد، قاضی ودادگاه به درستی به وظایف‌شان عمل کنند و قانون همه‌جانبه نگر باشد، آیا دوباره هشت میلیون نفر در سال به رمال و فالگیر مراجعه می کنند؟

بنابراین در پاسخ به پرسش شما با توجه به آنچه تا اینجا بیان شد، می توان گفت که میزان این مراجعات تا حد زیادی به سطح پایین علم‌آفرینی وعلم‌گرایی، عقل‌آفرینی و عقل‌گرایی،اخلاق‌آفرینی و اخلاق‌گرایی، قانون آفرینی و قانون‌گرایی، عدالت‌آفرینی و عدالت‌خواهی و مسئولیت‌آفرینی و مسئولیت‌پذیری در جامعه بستگی دارد.

اگر ممکن است درباره این مفاهیمی که در آخر به دوصورت بیان کردید، بیشتر توضیح دهید. به‌عنوان مثال علم آفرینی و علم گرایی و سایر موارد چه فرقی با يكديگر دارند؟

اگر به این کلمات بدون پسوند آن‌ها نگاه کنیم،به‌عنوان مثال علم، عقل، اخلاق و موارد دیگر همه در نظام ارزشی ما موجودند. به عبارت دیگر این مفاهیم تاحدودي برای همگان بار معنایی مثبتی دارد اما وقتی به ساختارهای جامعه که بايد هم براساس این ارزش‌ها شکل گرفته باشد و هم بازتولید کننده و آفریننده این ارزش ها باشد توجه کنیم، در این ارتباط نقص و ضعف جدی می بینیم؛ یعنی ساختارها از چنین توانی برخوردار نیستند. به دنبال این نقص به‌طور طبیعی گرایش مردم به این ارزش‌ها و شکل‌گیری کنش و کردار آن‌ها مبتنی بر این ارزش‌ها کمتر و کمتر خواهد شد.

یعنی اشکالاتی مثل علم‌آفرین یا اخلاق آفرین نبودن، مربوط به ساختارهای جامعه و علم‌گرا و اخلاق‌گرا نبودن، مربوط به ذهن و عادت مردم ‌است؟

بله مربوط به ذهن و عادت مردم که البته متاثر از همان ضعف ساختارهاست.

به نظر شما چه افرادی بیشتر به رمال و فالگیر مراجعه می‌کنند؟

پاسخ به این سوال، بیشتر نیازمند تحقیق تجربی و میدانی است. البته کارهایی ‌نيز انجام شده اما همان‌گونه که در مقدمه گفتم چون این موضوع چندان از منظر جامعه شناسی پرابلماتیک (عمومی و همه گیر) نیست، کمتر مورد توجه تحقیقاتی از این دست واقع شده است. به هر حال به نظر می رسد هر آنچه افراد از مجموعه توانمندی هایی که اشاره شد بیشتر برخوردار باشند، بايد کمتر تمایلی به رفتن پیش رمال و فالگیر و حل مشکلات‌شان از این طریق داشته باشند.

آقای رحیمی شاد، چرا خانم‌ها بیشتر از آقایان به سراغ رمال و فالگیر می روند؟

بله این اختلاف بسیار نيز زیاد است و گویا بیش از ۹۰ درصد مراجعان را خانم‌ها تشکیل می‌دهند. اگر این آمار را کنار دلایل اصلی مراجعه بگذاریم، یکي از عوامل روشن می‌شود. نازایی، شک کردن به وجود رابطه همسر با دیگری و گشایش بخت از مهم‌ترین این دلایل هستند .در این موارد، هم از نظر عاطفی و روانی و هم از نظر فرهنگی، میزان فشارآسیب‌ها روی خانم‌ها بسیار بیشتر از آقايان است. علت دیگر نیز به نظر من به احساس کم‌توانی در خانم ها در ارتباط با ویژگی‌هایی که اشاره شد، باز می گردد.

اما چندین سال است که جمعیت دانشجوی خانم نسبت به آقا تا حدودي دو برابر است یا اینکه خانم‌ها درصدد کسب شغل و موقعیت‌های اجتماعی بالا هستند. پس چگونه می شود از احساس کم‌توانی در خانم‌هاسخن گفت؟

بله این سخنان درست است. اما در وهله اول نباید تصور شود که تلقین فرهنگی چند100 یا چند هزار ساله با یک تلاش ۵۰ ساله رفع می شود؛ دوم اینکه با وجود همه تلاش‌های صورت گرفته اما حتی در جامعه امروز، واقعیت های بیرونی گویای تداوم و چیرگی همان تصور و احساس درباره خانم ها در جامعه است. به عبارت دیگر علل اجتماعی احساس کم توانی همچنان پابرجاست؛ اگرچه می توان گفت قدری کاهش یافته است.

از نظر شما به عنوان یک جامعه شناس، چه اقداماتی بايد برای حل این مشکل صورت گيرد؟

اگر به ضعف هایی که به عنوان زمینه ساز و علت بیان شد، دقت کنیم ،کاستن از این ضعف‌ها به‌طور منطقی از پیامدهای آن می‌کاهد. افزایش میزان سواد و معلومات به معنای ترویج نگاه علم گرایانه و نه فقط کسب مدرک، تاسیس انجمن های توانمند سازی در حوزه های مختلف توسط بانوان، قراردادن فرصت‌های بیشتر اجتماعی در اختیار بانوان، تبلیغات و آگاهی بخشی از طریق رسانه‌ها، پیشرفت علم به‌ویژه در حوزه پزشکی و روان‌شناسی، پیشرفت تکنولوژی، افزایش ضریب امنیت، هماهنگ‌سازی قوانین با نیازها و شرایط اجتماعی، دسترسی آسان و کم هزینه به وکیل، ترویج اخلاق به ویژه از طریق زیست اخلاقی گروه‌های مرجع و بیشتر برخوردار از مزایای اجتماعی و آموزش مهارت‌های زندگی از سال‌های ابتدایی تا پایان تحصیل می تواند به میزان بسیار زیادی تاثیر بازدارنده داشته باش

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید