«ژن خوب» بین مردم و مسئولان فاصله انداخته است/شکست‌های اصولگرایان به دلیل بی اعتنایی به طبقه متوسط شهری است

    کد خبر :109015

پروانه سلحشوری نماینده مردم تهران می گوید :به نظر من اگر اصلاح طلبان به افکار عمومی نسل جدید توجه نکنند و خود را به مردم نزدیک نسازند از سوی مردم رانده خواهند شد.
چرا اصولگرایان در انتخابات شکست می خورند ؟ این سوال مهمی است که اکنون بعد از آخرین شکست آنها در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر روی میز تحلیل گران سیاسی قرار گرفته است. این مساله را محور گفت و گو با پروانه سلحشوری ، نماینده تهران قرار داده ایم. که مشروح آن در ادامه آمده است؛

* برای شروع گفت و گو بفرمایید شما وضعیت اصولگرایان در چند دوره انتخابات اخیر را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ـ به نظر من این اشتباه است که بگوییم اصولگرایان از سال 1376 در هیچ انتخاباتی پیروز نبودند. از سال 1384 تا 1392 ریاست جمهوری و تا حدودی شورای شهر در اختیار اصول گرایان بود. به نظر من اگر بخواهیم این را یک روند در نظر بگیریم، صرف نظر از آنکه شورای نگهبان به گونه ای برخورد حذفی با جریانات اصلاح طلب داشته است، اما در چند انتخابات اخیر، یعنی سال 92 ریاست جمهوری، 94 مجلس و 96 ریاست جمهوری و شوراهای شهر، اصلاح طلبان پیروز میدان بودند.نکته اما این است که نمی توان گفت جریان اصلاح طلب به صورت مطلق برنده انتخابات شده است بلکه در واقع ترکیبی از اصولگرایی معتدل و اصلاح طلبی توانست در این مقاطع موفقیت هایی به دست آورد.

* در این میان البته یک بحث اساسی این است که محمود احمدی نژاد خود را اصولگرا نمی دانست و همیشه هم این را اعلام کرد . حتی در دولت دهم این مساله از سمت اصولگرایان هم به صورت روشن بیان می شد که نسبت سیاسی با هم ندارند.

ـ چه بپذیریم و چه نپذیریم محمود احمدی نژاد با حمایت جریان اصولگرایان روی کار آمد و در ابتدای کار هم همخوانی زیادی با آن طیف از خود بروز داد. اما در دو سال پایانی دولت دوم او موضوع انحرافی بودن او مورد توجه آن طیف قرار گرفت و باعث رویگردانی آن ها شد، اما تا پیش از آن، آنها همدیگر را تقویت می کردند. حتی تا به امروز هم آقای حداد معتقد است که اگر به سال های 84 یا 88 بازگردیم بار دیگر از احمدی نژاد حمایت خواهد کرد. به نظر من بهتر آن است که اصولگرایان به نقد خود بپردازند. یکی از مشکلات ما در کشور هم همین است که حزب توانمند نداریم، هر کدام از دو جریان قدرتمند که در کشور فعالیت می کند و حتی جریان سومی هم که به آرامی پا به عرصه گذاشته، خاستگاه کوچکی دارند و یکی از عوامل توسعه نیافتگی سیاسی ما همین است. اگر ما احزاب قدرتمندی داشتیم که قادر به تحلیل و واکاوی بودند، دیگر شاهد آن نبودیم که شخصی مانند احمدی نژاد در ابتدا خودش را وابسته به جریان اصولگرایی بداند اما پس از چهار سال خودش را منفک از آن و مدعی جریان مستقلی برساخته از اندیشه های خود بداند.

 

* اینگونه به نظر می رسد که آنچه برای اصولگرایان اهمیت دارد، بیشتر جلب آرای ایدئولوژیک است؟
ـ جریان اصولگرا پایگاه رای مخصوص به خودش را دارد، 10 تا 15 درصد از آراء کشور همیشه به آنها رای می دهند و در هر شرایطی از این جریان حمایت می کند. در روند انتخابات علاوه بر پایگاه رای هر جناح آنچه مهم است آراء خاکستری است. ما در انتخابات اردیبهشت شاهد آن بودیم که بخشی از کسانی که حتی یک بار هم در تاریخ جمهوری اسلامی رای نداده بودند، به پای صندوق ها آمدند تنها به یک دلیل آن هم اینکه نه قاطعی به نامزد اصولگرا بگویند.

* دلیل بی اعتنایی اصولگرایان به آرای طبقه متوسط در چیست؟
ـ پاره ای از جامعه شناسان عقیده دارند که طبقه اجتماعی در ایران آن گونه که در جوامع دیگر شکل یافته اند ماهیت عینی پیدا نکرده اند. به این معنی که ما نمی توانیم بگوییم که در ایران طبقه بورژوا، طبقه کار و یا طبقه متوسط شهری قوام یافته ای داریم. اما برای تعریف ویژگی ها و مولفه های طبقه متوسط شهری باید آن را بر اساس شاخص هایی که وجود دارد تعریف کرد. بنابراین اگر بخواهیم این مسئله را تبیین کنیم شکست جریان اصولگرایی را باید در بی اعتنایی این طیف به طبقه متوسط شهری و بطور دقیق تر به جامعه مدرن ایران جستجو کنیم. در عین حال متاسفانه اصولگرایان نتوانستند با تحولات جامعه همراه شوند زمانی هم که آنها درصدد کاهش فاصله اجتماعی ایجاد شده برآمدند به یکباره و اشتباه از شخصی مانند تتلو به عنوان نماد طبقه جوان مدرن استفاده می کنند، این در حالی است که خود شخص تتلو هم در بین بسیاری از افراد مدرن امروز ایران آنچنان پذیرفته نیست.

* آیا این به معنای عدم درک و شناخت مناسب جریان اصولگرا از طبقه متوسط نیست؟
ـ بله، همینطور است. همانطور که گفتم این عدم شناخت مربوط به کل جامعه می شود، به این معنی که آنها از قشر دانشجو و نیازهای نسل جوان شناختی ندارند و تصور می کنند نیاز این نسل تتلو است، در حالی که در عالم واقع چنین نیست. البته نباید به این نظر بسنده کرد که چون جریان اصولگرایی شناختی از جامعه نداشته، موفق نبوده و در مقابل اصلاح طلبان و اعتدالیون چون به این شناخت رسیدند موفق شدند، این اساسا گزاره درستی نیست. پیشنهاد من این است که هر دو جریان را از این منظر در بوته نقد قرار دهید این مسئله در آینده ای نه چندان دور معضل و مسئله هر دو جریان خواهد بود.

* به نظر شما طبقه متوسط از چه منظری به طیف اصولگرایان توجه دارد؟
ـ به نظرم بهتر است به کل جامعه توجه داشته باشیم نه تنها یک طبقه خاص. با این اوصاف مدتی است که شاهد تغییر روند در بین مسئولان جمهوری اسلامی هستیم. توجه کنید زمانی که چندان بحث راست و چپ وجود نداشت، مسئولان و مردم به هم نزدیک تر بودند، در حالی که این روزها با پدیده هایی مانند آقازادگی و ژن خوب فاصله زیادی بین مردم و مسئولان ایجاد شده است. این عوامل باعث شده قرابتی که بدنه اجتماعی سابقا با مسئولان داشت به تدریج فروکش نماید. حالا مدتی است که مردم رفتار و عملکرد مسئولان را رصد می کنند، همانطور که مردم ما در حال رصد کارنامه چهار سال پیش رئیس جمهور هستند.

* آینده اصلاح طلبی را چگونه می بینید؟ تا چه زمانی دست بالاتر را خواهد داشت؟
ـ به نظر من اگر اصلاح طلبان به افکار عمومی نسل جدید توجه نکنند و خود را به مردم نزدیک نسازند از سوی مردم رانده خواهند شد. این باور خطایی است که مردم همیشه با یک جریان خواهند بود. چون اغلب مردم با جریانی خواهند بود که بتواند تریبون آنها شود و از مطالبات آنها دفاع کند. هر زمانی هم که متوجه شوند جریانی ناتوان و یا بی توجه به خواسته های آنان است، دچار سرخوردگی خواهند شد و در نتیجه از ادامه همراهی سرباز خواهند زد. همان اتفاقی که در سال 1384 برسر جریان اصلاح طلبی آمد و باعث موفقیت کامل محمود احمدی نژاد شد.

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید