مردی که سر قبر خودش گریه کرد/برای کد بورسی رفته بودم …

  • حوادث
  • دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۵۹
    کد خبر :739453
مردی که سر قبر خودش گریه کرد/برای کد بورسی رفته بودم ...

روز گذشته مردی ۴۲ساله‌ به دادسرای جنایی پایتخت رفت و ماجرای عجیبی را برای بازپرس مطرح کرد. او گفت: مدتی قبل برای دریافت کد بورسی‌ اقدام کردم اما خانمی که مسئول آنجا بود، به من گفت در اطلاعات شخصی شما مغایرتی وجود دارد و برای رفع این مغایرت باید به دفتر بورس بروید. وقتی به آنجا رفتم، به من گفتند شخصی با این مشخصات در تاریخ ۲۳ بهمن سال گذشته فوت کرده است.

شاکی ادامه داد: بلافاصله راهی ثبت احوال شدم. آنجا هم گفتند شخصی با این هویت فوت کرده و مدارکش باطل است. بعدش رفتم بهشت زهرا و آنجا هم به من گفته شده که شخصی با هویت من در بهشت زهرا دفن شده است و من قبر را هم دیدم. در صورتی که طبق اطلاعات ثبت‌ شده در ثبت احوال فقط یک نفر با اسم و فامیل من در ایران زندگی می‌کند و حالا آن یک نفر هم فوت کرده است. می‌خواهم بدانم چرا چنین اتفاقی افتاده و حالا که من زنده هستم، هویتم به من برگردانده شود.

به گزارش روزنامه ایران، در تحقیقات صورت گرفته مشخص شد که روز ۲۳ بهمن سال گذشته مرد جوانی نیمه‌جان به یکی از بیمارستان‌های شهرری منتقل شد. در حالی که فقط یک کارت پایان خدمت در جیبش داشت. مرد جوان در بیمارستان بستری شد اما بعد از چند روز فوت کرد. از آنجا که بیمارستان موفق به پیدا کردن خانواده‌اش نشده بود، مرد جوان با هویت کارت خدمتی که در جیبش داشت، در قطعه ۳۲۶ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

بررسی‌ها نشان می‌داد مرد جوانی که به جای شاکی دفن شده، هویت‌اش ناشناس بوده است. به همین دلیل بازپرس جنایی دستور داد که متخصصان تشخیص هویت با اثرانگشتی که از مرد ناشناس قبل از دفن گرفته‌اند، هویت او را شناسایی کنند. همچنین دستور صدور مدارک هویتی جدید برای شاکی را نیز صادر کرد.

گفت‌وگو با مرد مُرده‌ای که زنده است

چرا در این مدت متوجه این موضوع نشده بودی؟

۶ ماه قبل یارانه‌ام قطع شد. من شغلم آزاد است و به‌واسطه کارم نیاز به واریز و برداشت‌های مالی زیادی دارم. با خودم گفتم شاید فکر کردند وضع مالی‌ام خوب است و برای همین یارانه‌ام قطع شده است. بسته معیشتی هم به من تعلق نگرفت و باز هم تصورم این بود که به خاطر وضعیت مالی است و اصلاً حدس نمی‌زدم که مُرده باشم. اما زمانی که برای فروش سهام عدالت اقدام کردم، در بورس به من گفتند تو مرده‌ای. گفتم من کی مردم که خودم خبر ندارم؟

واکنش‌ات چه بود؟

باورم نمی‌شد. بلافاصله موضوع را پیگیری کردم و حتی به سراغ پزشکی رفتم که مهر فوت روی برگه جواز دفن زده بود. به او گفتم من زنده‌ام. چطور این اتفاق افتاده است؟ حداقل باید به خانواده متوفی خبر می‌دادی. وقتی قبر را با نام خودم دیدم، گریه‌ام گرفت.

کارت پایان خدمتت در جیب او چه می‌کرد؟

چند ماه قبل این کارتم گم شده بود. چون معمولاً همه کارت‌هایم را با هم یکجا می‌گذارم، احتمالاً وقتی خواستم یکی از کارت‌ها را بردارم، از جیبم افتاده و من متوجه نشده‌ام.

از نظر خرید و فروش مشکلی نداشتی؟
اصلاً. من حتی کارت بانکی گرفتم و خودروام را عوض کردم. اگر به خاطر بورس نفهمیده بودم، شاید تا ۱۰ سال دیگر هم متوجه نمی‌شدم که مرده‌ام.

وقتی چنین ماجرایی برایت اتفاق افتاد چه تغییری در زندگیت رخ داد؟

خیلی تغییر کردم. من ۴۲ سال دارم و از وقتی این موضوع را فهمیدم، سعی کرده‌ام رفتارم بهتر باشد. حس عجیبی است تنها با یک مهر مرگ، همه اموال و دارایی‌هایت را از دست می‌دهی و دیگر در این دنیا نیستی تا نفس بکشی و این همه زحمتی که در زندگی می‌کشی، به لحظه‌ای تمام می‌شود.

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید