ناجیان «دهه 90» در صنعت خودرو

    کد خبر :99569

این روزها سخن از کرده و کردار جمالی، مدیر عامل گروه خودرو سازی سایپا بسیار است. عده‌ای او را «ناجی سایپا» می‌دانند و تعدادی هم نقدهایی بر کارنامه ایشان وارد می‌کنند. اما براستی چگونه می‌توان کارنامه دکتر جمالی را بررسی و سنجش کرد؟
ناجیان «دهه 90» در صنعت خودرو

به گزارش افکارنیوز، برای دریافت پاسخ این سوال سعی می‌کنیم تا مروری کنیم بر کارنامه دکتر جمالی و آن را با یکی از قوی‌ترین مدیران صنعت خودروسازی جهان یعنی کارلوس غصن مقایسه نماییم.

گاهی درک و دریافت مشابهت‌ها و اختلاف‌ها بین پدیده‌های مختلف می‌تواند عبرت آموز باشد. با نگاهی به مشکلات دو شرکتی که از قضا هر دو هم نام‌های 5 حرفی دارند یعنی شرکت «سایپا» و شرکت «نیسان» می‌توانیم وجوه مشابه بسیاری بین آنها بیابیم؛ به عنوان مثال کمبود نقدینگی مشکل عمده هر دو شرکت است, یا عدم تنوع محصول و عدم تمرکز بر روی مشتری, رقابت سخت و … از مسائلی است که در میان این دو شرکت به صورت مشابه وجود داشت. البته این تشابه نه در یک دوره زمانی مشترک بلکه در دو دوره زمانی؛ یعنی اوایل دهه 90 شمسی برای سایپا و دهه 90 میلادی برای نیسان.

مشابهت دیگر این دو راه حل برون رفت از این مشکلات است به نظر می‌رسد که دو ناجی در این دو شرکت نقش بسیار کلیدی داشتند از یک سو کارلوس غصن به عنوان ناجی نیسان و از سوی دیگر مهدی جمالی به عنوان ناجی سایپا؛

ناجی نیسان:

شرکت نیسان در سال 1933 وارد عرصه خودروسازی شد و در طول 60 دهه با استفاده از تکنیک‌های مدیریت ژاپنی توانست به بالاترین رتبه‌های تولیدی دست بیابد. اما این رشد در خلال دهه ۱۹۹۰ متوقف شد به نوعی که در این دهه هر ساله نیسان ضرر می‌داد. در چنان وضعیت نابسامانی، نیسان برای نجات خود از این مسائل و مشکلات به‌دنبال یک ناجی می‌گشت.

کارلوس غصن دانش‌آموخته مدرسه پلی‌تکنیک پاریس و مدرسه عالی معدن است. گرچه این مطالب این دو رشته با صنعت خودرو مرتبط نیست اما نام او به عنوان ناجی نیسان در صنعت خودرو پیچیده است. امروزه کمتر کسی است که در صنعت خودرو باشد و نام غصن را نشنیده باشد. او در ژوئیه ۱۹۹۹ به‌عنوان مدیر عملیات نیسان، فعالیتش را در این شرکت آغاز نمود. در ابتدای سال ۲۰۰۰ به ریاست هیئت مدیره شرکت و در ژوئیه ۲۰۰۱ به مدیرعاملی نیسان منصوب گردید. هنگامی‌که غصن سکان هدایت این شرکت ژاپنی را در دست گرفت، نیسان بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار بدهی داشت و از ۴۸ مدل خودرویی که تولید می‌کرد، تنها ۳ مدل سود دهی داشت.

غصن معتقد است آنچه انسان از مشاهدة تفاوت‌های دیگران می‌آموزد و به وی کمک می‌کند تا از روش‌های گوناگون به ثروت دست یابد. یکی از دوستان و همکاران قدیمی غصن می‌گوید او از هر فرهنگی که در معرض آن قرار بگیرد به سرعت چیزهای فراوانی یاد می‌گیرد. اولین شغل غصن کار کردن در میشلن فرانسه و از پایین‌ترین سطح ممکن، یعنی شغلی صنفی در یک کارگاه تولیدی بود. نخستین چیزی که غصن در کارگاه مشاهده کرد، تنفر و بیزاری کارگران کارخانه از مدیریت بود به ویژه مدیرانی که از کارهای روزانه و چالش‌های مربوط به شغل کارگران بی‌اطلاع و یا به آن بی توجه بودند. وی آنجا درس ارزشمندی آموخت که بعدها به عنوان مدیر ارشد می توانست آن را به کار گیرد. “کارکنان در هر سطحی در سازمان برای مشکلات راه حلی دارند”.

مهم‌ترین نکات طرح احیای نیسان عبارت بودند از:

• کاهش هزینه‌های عملیاتی به میزان یک تریلیون ین ژاپن

• کاهش تعداد تأمین کنندگان قطعات و مواد به نصف

• کاهش بدهی های خالص از 4/1 تریلیون ین به کمتر از ٧٠٠ میلیارد ین تا سال مالی ٢٠٠٢ (کاهش ٦ میلیارد دلاری پس از تزریق سرمایه توسط رنو

• ایجاد سرمایه گذاری و تدارکات محصولات، شامل عرضة ٢٢ مدل جدید تا سال ٢٠٠٢

• کاهش تعداد کارکنان در سطح جهان به میزان ٢١ هزار نفر

• کاهش تعداد کارخانه‌های مونتاژ خودرو در ژاپن از ٧ کارخانه به ٤ کارخانه

او می‌گفت نیسان در کوتاه مدت از طریق اصل کاهش هزینه ها در طرح احیای نیسان، جان سالم به در خواهد برد. اقدامی که وی می دانست بسیاری در ژاپن به آن علاقه مند نبودند، اما چاره‌ای جز پذیرفتن آن نداشتند. او به این موضوع نیز واقف بود که رشد و ترقی بلندمدت نیسان (احیای واقعی آن) به توانایی شرکت در ایجاد شور و شوق و وفاداری در مشتریان بستگی دارد و می‌گفت توسعة محصولات، اصلی‌ترین عامل احیای نیسان خواهد بود و شکی در آن نیست. نیسان چنان جسورانه از پس اهداف طرح احیای خود برآمد که کلیة تعهدات اداری را یکسال زودتر از برنامه، جامة عمل پوشاند و در نتیجه غصن در ماه مه ٢٠٠٢ به دنیا اعلام کرد که طرح احیای سه سالة نیسان در مدت دو سال به پایان رسیده است.

اگر بخواهیم بدانیم غصن چگونه نیسان را سودده کرد، تمام پاسخ‌ها را در روش مدیریتی او خواهیم یافت. غصن ذهن افراد درون سازمان را تغییر داد. افتخار غصن این است که موارد پیچیده را برای اطرافیانش روشن و ساده می‌کند و در هر جلسه‌ای معمولاً از میان انبوهی اطلاعات به دنبال نکته یا نکاتی می‌گردد که احتمال درک آن توسط دیگران بیشتر باشد.

ناجی سایپا:

شرکت سایپا در سال 1345 تاسیس شد, از آن تاریخ این شرکت در طول حیات خود فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده است. بی گمان یکی از بدترین دوران حیات سایپا در اوایل دهه 90 برای این شرکت رقم خورد در این دوره شرایط آنچنان گریبان سایپا را گرفته بود که عده‌ای در فکر خرید این شرکت و تعدادی هم در انتظار خاموشی آن بودند. در این شرایط سایپا هم به دنبال یک ناجی می‌گشت.

مهدی جمالی دانش‌آموخته اقتصاد است او نیز در شرایط بسیار نامناسبی سکان مدیریت سایپا را به دست گرفت. جمالی، کار حرفه ای خود را از معاونت طرح و برنامه سازمان اتکا از سال های ابتدایی دهه 80 آغاز کرد. وی بعد از چند سال حضور در اتکا به سازمان بازنشستگی کل کشور رفت تا چند سال هم به عنوان مدیر کل اقتصادی این سازمان به فعالیت خود ادامه دهد. در مراحل بعدی وی به شرکت های پشتیبان سرمایه گذاری بانک صنعت و معدن نقل مکان می‌کند. شرکت سرمایه گذاری آتیه دماوند، شرکت سرمایه گذاری صنایع شیمیایی و شرکت لیزینگ صنعت و معدن از جمله شرکت هایی است که جمالی سابقه حضور در آن را دارند. در سابقه وی مشاور مدیرعامل منطقه آزاد چابهار، مدیرعاملی شرکت سرمایه‌گذاری ایران خودرو و عضویت در هیات مدیره شرکت تهیه و توزیع لوازم و قطعات یدک ایران خودرو هم دیده می‌شود.

سایپا در سال‌های ابتدایی دهه 90 روزگار خوشی را سپری نمی کرد به نحوی که تولید آن از 800 هزار دستگاه در سال 90 به 400 هزار دستگاه در سال 93 کاهش یافته بود. همچنین زیان انباشته در ابتدای ورود مدیر عامل جدید، 3200 میلیارد تومان بود . شرکتهای اصلی گروه در مرز ورشکستگی قرار گرفته بودند و مشمول ماده 141 قانون تجارت بودند و حتی امکان تامین هیچ گونه اعتباری را از بانکها نداشتند. بدین ترتیب شرکت با بحرانی لاینحل مواجه بود.

در چنین شرایط تلخی جمالی سکان مدیریت گروه سایپا را به دست می‌گیرد. شیوه مدیریتش چنان حکم می‌کند که راه حل‌ها را از دورن بنگاه بیابد. درست است که تغییر نگاه و نگرش دشوار است اما باید بدانیم که شدنی هم است. در اولین گفته‌هایش می‌توان ذهنیتش را خواند، می‌گوید به توانایی و پتانسیل کارکنان سایپا اعتقاد دارد و راه حل را به کمک همین کارکنان خواهد یافت. او حرکتش را در دو حوزه آغاز کرد:

• حوزه مالی با طرح اصلاح ساختار سرمایه ، کاهش هزینه ها و حذف فعالیتهای موازی

• حوزه تولید با نگاه به توسعه محصول

اصلاح ساختار سرمایه توانست شرایط مالی شرکتها را بهبود بخشد و شرکتها را از مشمولیت ماده 141 قانون تجارت نجات دهد. بدین ترتیب مجددا شرکتها به جریان داد و ستد تجاری بازگشتند و امکان دریافت تسهیلات برای آنها ایجاد شد. متعاقبا طراحی روشهای جدید فروش همچون فروش اعتباری بدون بهره و کم بهره و ..، انتشار اوراق بهادار ( مرابحه ، صکوک، اوراق سلف موازی) و استفاده از خطوط اعتباری بین المللی به عنوان راهکارهایی جهت تامین نقدینگی مورد استفاده قرار گرفت.

توسعه محصول در نگاه جمالی اهمیت زیادی داشت او معتقد بود که یک بنگاه تولیدی برای تامین ذائقه مشتریانش باید بتواند تنوع محصولی خود را افزایش دهد. جمالی تحقیق و توسعه برای توسعه محصولات را به عنوان هزینه نمی شناخت بلکه به عنوان سرمایه گذاری تلقی می کرد. حاصل این رویکرد ارائه محصولات متنوعی در سالهای اخیر بوده است که از آن جمله می توان به ساندرو، استپ وی، ساینا اتوماتیک، آریو، چانگان و برلیانس در مدلهای مختلف اشاره نمود . همچنین به زودی محصولات پلتفرم SP1 و SP0 و کوییک به بازار عرضه خواهد شد. تمام این اتفاقات نشان از رویکرد جدید مدیریت ارشد گروه سایپا ست که احترام به خواسته مشتریان را به عنوان مهمترین اصل جاری کرده است.

تاسیس مرکز ارتباط با مشتریان در منطقه مرکزی شهر و رویکردهای جدید در ارتباط با درخواستهای مشتریان نیز، گواهی دیگر بر نگاه مشتری مداری در این گروه است. اجرای سیاستهای جدی به گونه ای بوده است که افزایش رضایت مشتریان این گروه را در گزارشات شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد نیز به ارمغان آورده است.

در انتها اگرچه برخی افراد سعی دارند به عملکرد مدیریتی گروه سایپا انتقاداتی را وارد کنند، ولی نمی توان از دستاوردهای این گروه و کارنامه درخشان دکتر جمالی در گروه سایپا چشم پوشید.

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید