جدیدترین اخبار
۱۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۳ اجتماعی کد خبر :96332

آیا ایرانی ها زیاد دروغ می گویند؟

در موج سوم پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان (دفتر طرح های ملی ارشاد ۱۳۹۵) از ۱۹ هزار نمونه در سطح شهر و روستاهای کل کشور پرسیده شده که به نظر آنها چقدر دروغ در جامعه رواج دارد. از نظر ۲۳٫۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸٫۴ درصد زیاد، ۱۹٫۶ درصد متوسط، ۶٫۹ درصد کم و ۲٫۲ درصد خیلی کم رواج دارد.

پژوهش های تجربی اندکی درباره میزان دروغگویی مردم در ایران انجام شده اما باور عمومی این است که بیشتر مردم دروغ می گویند. در یک نمونه منحصر به فرد در نظرسنجی تلفنی انجام شده توسط مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای روزنامه همشهری (۱۳۸۶) با ۱۲۰۰ نمونه از مردم تهران درباره دروغ، اکثریت مطلق پاسخ گویان، معادل ۹۹ درصد، وجود دروغ را در جامعه تایید کرده اند و بقیه (۱۳ نفر) پاسخ داده اند که «نمی دانم»؛ یعنی، کسی وجود دروغ را در جامعه رد نکرده است.

پیمایش های ملی وضعیتی مشابه، اما نه تا این اندازه بحرانی را نشان می دهد. مقایسه یافته های پیمایش های ملی نشان می دهد که میزان اعتقاد مردم به وجود ارزش های اخلاقی در طول سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ کاسته شده و بر اساس آنها، وجود (زیاد و خیلی زیاد) صداقت از ۲۳ درصد در سال ۱۳۷۹ و ۱۸ درصد در سال ۱۳۷۹ به ۹ درصد در سال ۱۳۸۲ رسیده (محسنی، ۱۳۸۳: ۱۳۸) و در سال ۱۳۹۴، ۸٫۸ درصد بوده است (آمار بالا).

برگردیم به آخرین یافته، جدای از این که چقدر مردم به این پرسش صادقانه جواب داده باشد و این که آیا خودشان را جزو آن هفتاد درصدی بدانند که زیاد دروغ می گویند یا کمتر از ده درصدی که کم دروغ می گویند، مهم ترین نتیجه ای که از پاسخ به این پرسش می توان گرفت، این است که اعتقاد وجود دارد که بیشتر مردم دروغ می گویند یعنی «باور به رواج و گستردگی دروغ در جامعه» و این مسئله نسبتا غیرقابل تردید است و می توان بر آن تکیه و نتایج بعدی را استنباط کرد.

ناامنی در روابط اجتماعی اول چنین وضعیتی است. وقتی فرد باور داشته باشد طرف مقابلش به او دروغ می گوید، نه می تواند به گفته هایش اعتماد داشته باشد و نه به تبع آن، به وعده و به کرداش و آنگاه پرسش زیملی «جامعه چگونه ممکن است» رخ می نماید. یعنی زندگی در این جامعه چگونه ممکن است و آیا این جامعه، واقعا جمعی از مردمان است که «با هم» زندگی می کنند یا تنها سکونتگاه جمع زیادی از مردم است که «کنار هم» زندگی می کنند.

زندگی در چنین جامعه ای، تداعی کننده وضع طبیعی هابزی است و «جنگ همه علیه هم» و البته تفاوت آن در این است که در وضع طبیعی تکلیف هر کس روشن است، او باید متحدینی داشته باشد و غیر از آن متحدین، همه را دشمن بیانگارد. اما در وضع غیر طبیعی که روی آن لایه جامعوی کشیده شده، فرد هر چه بر سنش افزوده می شود و تجربه بیشتر کسب می کند و جایگاه بالاتری به دست می آورد، بیشتر احساس ناامنی می کند و دروغ بیشتری می گوید یا باید بگوید برای بقا، این مشاهده را سیاحان از دوران کهن در ایران داشته اند که جوانان و نوجوانان آن خوب هستند و سن شان که بیشتر می شود، رذایل اخلاقی در آنها گسترش می یابد و زونیس در پیمایش پیش از انقلاب خود دیده است که سیاسیون سطح بالا بیشتر احساس ناامنی می کنند.

آیا ایرانی ها زیاد دروغ می گویند؟

این که چه شده چنین وضعی ایجاد شده را می توان در دوران طولانی استبداد و ناامنی دید و به گمان من علاوه بر آن، ضعف نظام اخلاقی نیز مزید بر آن است. سعدی در بوستان در باب احسان، از فردی یاد می کند که «سگی در بیابان» را تشنه می یابد و کله را دلو می کند و آبش می دهد و ایزد هم از گناهانش می گذرد ولی در بند نتیجه می گیرد که «دل زیردستان را نباید شکست، مبادا که روزی شوی زیردست».

اما اگر باید مفری از این وضع پیدا کرد راه در بازگشت به اخلاق است و نظام اخلاقی. نظام اخلاقی که در آن دروغ در رأس رذیلت ها است اما بجای «نظام اخلاقی» و شبکه منظمی از قواعد و اولویت ها، آنچه وجود دارد بیشتر توصیه هایی در حوزه های گوناگون و گاه متناقض است که در ضرب المثل ها و اشعار و کتب اخلاقی ذکر شده است. به همین دلیل است که علیرغم تقبیح شدید دروغ در آموزه های دینی و اندیشه های ایرانی، جایگاه دروغ در نظام اجتماعی به آن اندازه ناپسند نیست.

موید عدم اهمیت رواج دروغ نزد مردم، پیدایش ملی ایسپا، در بهار ۱۳۹۳ است که در آن بر اساس سوالات بسته، میزان رواج دروغ در شهر و روستای پاسخگویان ۳٫۵۶ (در میانگینی از ۱ تا ۵) و در بین وابستگان و خویشان شان ۲٫۵۳ توسط پاسخگویان برآورد شده است که در رده سوم آسیب های اجتماعی شایع (پس از فقر و بیکاری اعتیاد) است. اما در همین پیمایش، وقتی در سوالی باز از پاسخ گویان خواسته شد سه مورد از مسائل مهم جامعه را بیان کنند، دروغ توسط ۳٫۲ درصد افراد جامعه به عنوان مهم ترین مسئله اجتماعی بیان شده که بیانگر کم اهمیتی آن میان مردم (رده هجدهم) به رغم رواج آن در جامعه است (رده های اول بیکاری با ۵۴٫۸ درصد است). یعنی مردم با وجود اعتقاد به رواج دروغ در جامعه، آن را چندان مسئله مهمی نمی دانند.

Ad

روی خط خبر

  • راه‌اندازی ۲۲ خط «اتوبوس مدرسه» برای اولین بار
  • چرا شبکه‌های اجتماعی شما را افسرده می‌کنند؟
  • ۱۴ معاون و مدیری که باید از وزارت کار بروند
  • اتهامات عجیب کریمی قدوسی به دو عضو کابینه
  • اجناس محتکران هنوز وارد بازار نشده است/ به زودی قیمت‌ها می‌شکند
  • بنزین در ایران؛ ارزان‌تر از اسپانیا و گران‌تر از فرانسه
  • ادامه همکاری شرکت‌های کره‌ای با ایران/کره به نفت ایران وابسته است
  • عاشورا؛ منطق عملی چگونه زیستن/ خاورمیانه از کف آمریکا رفته است
  • از سوی ایران، درخواستی برای ملاقات با ترامپ مطرح نشده
  • فردا؛ پایان طرح تابستانی پلیس در جاده‌ها
  • اعلام ممنوعیت‌های ترافیکی رژه هفته دفاع مقدس در جنوب تهران
  • فعالیت شبانه پرسنل سازمان پسماند برای رفت و روب شهر در ماه محرم
  • ساعات کاری کارمندان در دو هفته اول مهرماه شناور شد
  • وام‌های بی‌اثر مَسکن/ کاهش ۵۰ درصدی سهم مسکن از کل تسهیلات بانکی
  • فشارهای کاخ سفید نمی‌تواند روابط پارلمانی ایران وعراق راتخریب کند
  • بارش باران در ۵ استان / گرد و غبار در راه تهران و ۶ استان دیگر
  • تدوینگر «مخمصه» مایکل مان درگذشت
  • ریابکوف: آمریکا با تحریم روسیه با آتش بازی می‌کند
  • گزارش خدمات امداد و نجات هلال احمر در تاسوعا و عاشورا
  • از «کریستوفر نولان» تجلیل می‌شود
  • احتمال تولید دوباره «سینما و دوبله»
  • گردنبند همسر شاه بر گردن بازیگر هالیوودی
  • استخدام‌های بی‌ضابطه؛ یادگار قالیباف، چالش افشانی
  • علم‌الهدی: اگر مردم گوسفند شوند، فقط بخورند، بچرند و لذت ببرند، گوشت آنها را هم مستکبری که چوب به دست، بالای سرشان ایستاده، استفاده می‌کند
  • کمیته وزارتی اوپک و غیراوپک از نظر حقوقی حق تصمیم گیری ندارد
  • تلاش دستگاهها برای خروج از دایره شمول قانون «مدیریت خدمات کشوری»
  • روحانی ظلم آمریکا در جنگ اقتصادی و بدعهدی در برجام را تشریح کند
  • معاونان شریعتمداری استعفا دادند
  • هوای تهران در نوسان بین پاک و سالم
  • «رابرت ردفورد» دوباره هواداران خود را غافلگیر کرد