جدیدترین اخبار
۳ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۵ کد خبر :90480

تاريخِ زشتي

ماهنامه تجربه: «زيبايي» و «زشتي» در نخستين برداشت، به دو عرصه يکسره متعارض دلالت دارند که حضور يکي حکما به معناي غياب آن ديگري است. اين تعريف کلي و انتزاعي البته هميشه هم با واقعيات ملموس تطبيق پذير نيست و چنانکه خواهم ديد مفاهيمي از اين دست چندان به سهولت به مرزبندي هاي قاطع تن نمي دهند.
مسئله به خصوص بغرنج تر مي شود آنگاه که سر و کارمان به عالم هنر مي افتد، عالمي که از عجايبش يکي، جمع آوردن اضداد است، بي آنکه اين تعارض لزوما نافي حقيقيت و ناقض انسجام معنا باشد. زيبايي و زشتي در عالم هنر اعتباري ديگرگون مي يابند و با مخدوش ساختن حدود مقرر و تخطي ناپذير زندگي، گاه حتي در جاي يکديگر مي نشينند و با ماهيتي ناقض خود ظاهر مي شوند. پرسش اينجاست که آيا مي توان با تعيين برخي ضوابط، درباره اين دو مفهوم نظريه پردازي کرد؟ و اينکه فرضيات لازم براي بررسي اين دو مقوله را براساس کدام مرجع بايد پايه ريزي کرد؟
اموبرتو اکو برا فائق آمدن بر دشواري هاي تحليل اين مفاهيم اساسي ما پيچيده، راه حال هاي سازنده اي يافته و نتيجه تلاشش را در دو کتاب ارزشمند تاريخ زيبايي و تاريخ زشتي با سبک و سياقي منحصر به فرد به چاپ رسانده است. نويسنده در هر دو کتاب بارها بر اين نکته تاکيد کرده است که زيبايي و زشتي، به هيچ وجه مفاهيمي مطلق و ثابت نيستند و معيارهاي خاصه هر يک، براساس ادوار تاريخي و گستره هاي جغرافيايي و شرايط فرهنگي مختلف متفاوت اند.

اکو با عطف به همين عدم تعيّن، هرگونه نظريه پردازي در اين باره را منتفي مي داند و معتقد است نمي توان مفاهيمي را که در تغيير مدام اند در چارچوب «نظريه» که ماهيتا مقوله اي ثابت است، گنجاند. او براساس همين استدلال، مطالعه تاريخي را با مفاهيم نسبي زيبايي و زشتي سازگار مي داند، چرا که تاريخ برخلاف نظريه در حرکت دائم است.
اکو بررسي تاريخي خود را در هر دو مورد زشتي و زيبايي، بر گستره فرهنگي غرب محدود ساخته و در کتاب تاريخ زشتي خاطرنشان کرده است که سنجش زيبايي و زشتي ديگر فرهنگ ها، براساس معيارهاي فرهنگي غرب بي ترديد به درو از صحت لازم خواهدبود. اين امر هم در مورد آثار باقي مانده از مردمان بدوي يا اقوام ابتدايي صادق است که فاقد متون نظري جامع اند، هم در مورد فرهنگ هاي معظمي چون فرهنگ هندي و چيني يا ايراني با گنجينه غني و پرمايه شان از متون شاعرانه و فلسفي.
در مورد نخست، تشخيص اينکه مثلا فلان صورتک آفريقايي به منظور لذت زيبايي شناختي خلق شده يا هدفش ايجاد خوف ديني يا طنز آييني بوده، با متر و معيار غربي محال است. در مورد دوم يعني فرهنگ هاي فخيم، دشواري تشخيص، در تعبير مفاهيم ادبي و فلسفي و يافتن معادلي دقيق در فرهنگ غربي است که انتقال دهنده روح معنايي مفاهيم مزبور باشد.
در تاييد داوري برحق اکو، به نمونه هاي بسيار