جدیدترین اخبار
۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۳ فرهنگی و هنری کد خبر :85066

در بند و غریب است، ولی بیم ندارد / سر می‌دهد، اما سرِ تسلیم ندارد

قاسم صرافان از شاعران کشورمان قطعه شعری را به شهید مدافع حرم «محسن حججی» تقدیم کرده است.

به گزارش خبرنگاران پویا، یک هفته‌ای است که خبر شهادت «محسن حججی» از دلاوران و پاسداران حریم اهل‌بیت(ع) منتشر شده است، کسی که از جهادگران و از اعضای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود، وی در عملیاتی مستشاری نزدیک مرز سوریه با عراق به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد و پس از ۲ روز به دست تروریست‌های تکفیری در سوریه شهید شد.

این جهادگر فرهنگی از فعالان ترویج و تبلیغ کتاب بود و اقدامات جهادی را در اردوهای سازندگی برای خدمت به مناطق محروم انجام داده و از خادمین راهیان نور در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس بود. شهید محسن حججی ۲۵ ساله و اصالتاً اهل نجف آباد اصفهان بود که از وی فرزندی ۲ ساله به یادگار مانده است.

قاسم صرافان از شاعران کشورمان قطعه شعری را سروده و آن را به شهید مدافع حرم «محسن حججی» تقدیم کرده است:

آرام تر از عقلم و دیوانه‌تر از عشق
آن خانه به دوشم، که درآورده سر از عشق

آن قایقِ طوفان‌زده‌ در موجِ جنونم
دیوانه‌ی لبخند کسی، در دلِ خونم

اینجا چه خبرهاست که از خود خبری نیست؟
در سینه، چه سرّی است، که بر شانه، سری نیست؟

اینجا چه خبرهاست، که یاران همه رفتند؟
تا مسلخ خود، سرخوش و بی‌واهمه رفتند؟

رفتند بمیرند، در این عشق بمیرند
رفتند بمیرند و همه روح پذیرند

رفتند بمیرند و از این مرگ نترسند
از خاک برآیند و در افلاک برقصند

رفتند بمیرند و از این نفس ببُرّند
کندند دل از خود، که حبیبند، که حرّند

رفتند، نگویید به عاشق، به سلامت!
مجنون نخورد هیچ، به جز سنگ ملامت

کی می‌شود از عشق و جنون دم زد و آسود؟
از دلبر و دل دم زد و آواره‌ی خود بود؟

دلبسته‌ی معشوق، که دلخسته‌ی خود نیست
دل‌داده‌ی دلدار، که دلبسته‌ی خود نیست

مهمانی عشق، آن‌سوی دریاچه‌ی خون است
آبادی لیلا، وسط دشت جنون است

هر کس که در این راه، دلش رفت، سرش رفت
سینا، پدرش پر زد و لیلا، پسرش رفت

اینجا چه خبرهاست که از خود خبری نیست؟
در سینه، چه سرّی است، که بر شانه، سری نیست؟

ای عشق! نظر کن، که تو مقصود جهانی
حکم است بمیریم، که تو زنده بمانی

ای عشق! نظر کن، که در این خاک، چه کردی؟
با یوسف و آن پیرهن پاک، چه کردی؟

در بند و غریب است، ولی بیم ندارد
سر می‌دهد، اما سرِ تسلیم ندارد

می‌رفت و دلم رفت به دنبال نگاهش
حالم، چقدَر خوب شد از حالِ نگاهش

از حال نگاهش، سرِ حال آمده جانم
وا کرده دلش، پنجره‌ای رو به جهانم

من، غرقِ غریبی که دلیرانه قدم زد
در بندِ اسیری که امیرانه قدم زد

در آن نظرِ آخرش، ای عشق! چه‌ها بود؟
گفت آن سرِ بر خاک: خدا بود، خدا بود

مطالب مرتبط

روی خط خبر

  • سکوت پایدار «پایداری»ها ؛ حامیان دیروز احمدی‌نژاد چرا امروز ساکتند؟
  • یک پیشنهاد برای نجات جریان اصولگرا؛ مثلث لاریجانی، قالیباف و محسن رضایی تشکیل شود /رئوفیان: برخی افراد در جمنا پل های پشت سر خود را هم خراب کردند
  • جریمه گران‌فروشی فقط ۲۲۰ هزار تومان است!
  • افزایش قیمت نان از دوشنبه در سراسر کشور اجرایی می‌شود
  • تنفس موقت برای بانکداران/ فروش اوراق مشارکت با سود ۱۶ درصدی روزشمار
  • اقتصاد مقیاس، مزایای تولید در کارخانه هیولاها!
  • فرانسه برنده بازی برگزیت شد!
  • تعیین تکلیف حساب‌های راکد زیر ۲ ‌میلیون
  • میزان حقوق آقای رئیس‌جمهور
  • ۳ ساله شدن هنرستان‌ها از سال آینده
  • داعش در چه شرایطی دوباره پدیدار می‌شود؟
  • گفت‌وگوی صادق زیباکلام و محمد قوچانی:لاریجانی – جهانگیری؛ دوقطبی مطلوب روحانی برای ۱۴۰۰
  • ورود تجهیزات اتمی از بندر امارات به ایران
  • ضربه کاری روسیه به داعش با بمب افکن های دور پرواز
  • ۲۷ نفر در زلزله بروجرد مصدوم شدند/ خسارت به تعدادی واحد مسکونی
  • دختر و داماد رئیس جمهوری آمریکا از کاخ سفید اخراج شدند
  • خالق «داستان اسباب‌بازی‌ها» مجبور به استعفا شد!
  • ریزش سنگ و ترافیک سنگین در جاده هراز
  • هلال احمر: محموله‌ای به سوریه نفرستاده‌ایم
  • اقدامات ارزنده بسیج در مناطق زلزله زده
  • علت حیرت پزشکان اروپایی از نوعی درمان در ایران
  • دلیل حمایت دولت از سه پیام‌رسان بومی چیست؟
  • قیمت نان را ۳۲ درصد افزایش دادند نه ۱۵ درصد/وزن نان را هم کم کردند
  • سیارک ناشناس با ظاهری عجیب /عکس
  • خشایار الوند از ساخت مستندی درباره تاریخ باشگاه استقلال خبر داد
  • گازگرفتگی مسافران کاروان زیارتی مشهد
  • ازدواج زوج زلزله زده در سرپل ذهاب
  • تصادف زنجیره ای در بزرگراه حقانی
  • آتش سوزی در کارگاه مبل در جاده ورامین
  • سهمیه کنکور برای داوطلبان مناطق زلزله زده