جدیدترین اخبار
۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۴۳ اجتماعی کد خبر :85053

گفت‌وگو با عامل جنایت هولناک خیابان شیخ‌بهایی

حالا این پیرمرد ٧٥ ساله پاسخ همه ابهامات پرونده جنجالی شیخ بهایی است. همه سوالات این پرونده معمایی به ناپدری تحصیلکرده شهرام ختم می‌شود. کسی که تاکنون هیچ سابقه کیفری نداشته اما رفتار پسرخوانده و عروس معتادش او را به سرحد جنون رساند تا او دست به چنین جنایتی بزند. او نه از رفتارش پشیمان است و نه تقاضای عفو دارد، اعدام تنها درخواست او برای پایان‌دادن به پرونده سرهای بریده آ.‌اس.پ است.

«شهروند» در ادامه، گفت‌وگوی خود با عامل جنایت هولناک خیابان شیخ‌بهایی را منتشر کرده است:

چرا پسر و عروست را کشتی؟

آنها مرا کلافه کرده بودند و دیگر تحمل رفتار این دو معتاد را نداشتم. آنها حتی همسر مرا کتک می‌زدند. شیشه، عقل شهرام را گرفته بود. خیلی تلاش کردم تا او ترک کند اما فایده‌ای نداشت. شهرام پسرخوانده من بود اما مثل پسر خودم او را دوست داشتم.

چرا نسرین را کشتی؟

چون او هم من و همسرم را کتک می‌زد. پسرم و عروسم هر دو با هم ما را آزار می‌دادند. نسرین هم اعتیاد شدیدی به شیشه داشت و رفتارهایش مثل شهرام شده بود.

چرا از آنها شکایت نکردی؟

چرا شکایت کردم، پنجم مردادماه بود که از او شکایت کردم. پرونده شکایتم در کلانتری یوسف‌آباد است. سه روز بازداشتگاه بود اما دلم راضی نشد. او را خیلی دوست داشتم. من حتی خانه‌ام در امیرآباد را به نام او کردم. حساب بانکی هم مشترک بود. من او را دوست داشتم، به همین دلیل رضایت دادم و از بازداشتگاه آزاد شد اما باز هم با من سرناسازگاری گذاشت. همان روز شروع به فحاشی و داد و بیداد کرد که چرا از او شکایت کرده‌ام. همان موقع بود که تصمیم گرفتم از دست او برای همیشه راحت شوم.

کی نقشه قتل شهرام و نسرین را کشیدی؟

همان روزهایی که رضایت دادم و او از بازداشتگاه آزاد شد. همسرم را به خانه خواهرم فرستادم. ساعت ١١ شب یکشنبه‌شب بود، هشتم مرداد. من اسلحه شکاری دارم. سه تا اسلحه با مجوز. یکی از آنها را برداشتم و زیر پتو قایم کردم. می‌خواستم در فرصت مناسب از اسلحه استفاده کنم و آنها را به قتل برسانم. شهرام و همسرش داشتند داخل آشپزخانه شیشه می‌کشیدند و به من فحاشی می‌کردند. شهرام ناگهان من را با اسلحه دید، ترسید. بلافاصله به سمت او شلیک کردم. به زیر چشمش خورد، فرار کرد و داخل اتاق زیر تخت پنهان شد. من هم دنبالش رفتم و یک گلوله هم به سرش شلیک کردم. نسرین را هم یک گلوله به شکم و یک گلوله به سرش شلیک کردم.

چرا سرها را جدا کردی؟

می‌خواستم ردی از آنها باقی نماند. شهرام قبلا نجاری می‌کرد. با اره برقی سر شهرام را جدا کردم و اعضای بدن او را داخل نایلون ریختم. فردای آن روز یعنی نهم بعدازظهر اعضای بدن شهرام را در سطل زباله انداختم، شب هم سرش را به زمین خاکی شیخ بهایی بردم. فردای آن روز هم همین کار را با بدن نسرین انجام دادم و سر او را هم سه‌شنبه نیمه‌های شب به همان‌جا بردم و آتش زدم. اگر می‌دانستم که این سرها باعث لو رفتن می‌شوند، آنها را زیر خاک دفن می‌کردم.

شهرام پسر واقعی شما نیست؟

نه، او پسرخوانده من است. ما بچه‌دار نمی‌شدیم اما زنم را عاشقانه دوست داشتم، به همین دلیل با هم زندگی کردیم. او پسر یکی از باجناق‌های من بود. خواهر زن من، زن دوم باجناقم بود. وقتی او شهرام را باردار بود، طلاقش داد، مدتی پیش ما زندگی کرد. وقتی شهرام را فارغ شد سرپرستی او را به ما داد. همسرم خیلی به بچه علاقه داشت. مشکل بچه‌دارنشدن از من بود اما حاضر نشد که از هم جدا شویم. ما از ‌سال ١٣٤٠ با هم آشنا شدیم. ٥‌ سال عاشق هم بودیم تا اینکه‌ سال ٤٥ با هم ازدواج کردیم و شهرام را به پسرخواندگی قبول کردیم.

شغل شما چیست؟

من بازنشسته هستم. قبل از انقلاب در دفتر نخست‌وزیری کار می‌کردم. با نهاد امنیتی هم همکاری داشتم. مدتی هم مدیر بانک بودم. من ٤ تا لیسانس دارم. تا الان هم هیچ سابقه کیفری نداشتم.

شهرام از کی معتاد شد؟

می‌خواستم عصای دست من و همسرم شود اما اعتیاد او همه ما را بیچاره کرد. ١٥ سالش بود که همراه همسرم با او به مکه رفتیم. هر کاری کردم تا ششم دبستان بیشتر درس نخواند. بعد هم به دلیل تک‌فرزندبودن از خدمت سربازی معاف شد. با پیکان مسافرکشی می‌کرد، بعد هم در تاکسی فرودگاه مشغول کار شد. از همان موقع معتاد شد اما وقتی با نسرین آشنا شد، طرف شیشه رفت و اوضاع هر روز بدتر شد.

همسرت از این حادثه خبر دارد؟

نه، او هیچ اطلاعی از این ماجرا ندارد. در این مدت هم اصلا به خانه نیامد و متوجه ماجرا نشد.

اگر می‌خواستی لو نروی، چرا فرار نکردی؟

من تا ‌سال ٥٢ انگلیس زندگی می‌کردم. خیلی راحت می‌توانستم از کشور خارج شوم اما فکرش را هم نمی‌کردم این حادثه اینقدر خبرساز شود. من نه تلگرام دارم و نه اخبار را چک می‌کنم، به همین دلیل اصلا گمان نمی‌کردم دستگیر شوم.

از کارت پشیمان نیستی؟

شهرام را خیلی دوست داشتم اما او خیلی من و همسرم را اذیت کرد. من همه زندگی‌ام را به نام او زده بودم اما این‌گونه شد. الان هم تنها درخواستم اعدام است.

Ad

Ad

روی خط خبر

  • استیصال سعودی در پرونده «خاشقجی»/ریاض به «قربانی‌سازی» می‌اندیشد؟
  • برایان هوک: آمریکا می‌خواهد صادرات نفت ایران را به صفر برساند!
  • تغییر کیفیت بنزین ستاره خلیج فارس برای جبران رشد مصرف
  • سیاست یک جانبه گرایی رییس جمهور آمریکا شکست خواهد خورد
  • توقف کالاها در خط تولید به دلیل کمبود کاغذ و کارتن
  • بازار داغ خرید دینار عراق/ صرافی بانکها دلار را ۱۳۴۰۰ می‌فروشند
  • محورهای گفتگوی ترامپ با ملک‌سلمان/ «پمپئو» عازم ریاض است
  • روابط میان اردن و سوریه باید به وضع عادی بازگردد
  • ایتالیا: تحریم روسیه نوعی پوچگرائی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است
  • هیلی و بولتون ۲ جانشین احتمالی وزیر دفاع آمریکا پس از برکناری
  • فرستاده ویژه روسیه با ولیعهد سعودی دیدار کرد
  • روحانی: دولت طرحهای گسترده ای برای مقابله با جنگ روانی و اقتصادی دشمنان و رفع مشکلات دارد
  • واکنش اسپانیا به ناپدیدشدن «خاشقجی»
  • گروگانگیری و تیراندازی در ایستگاه قطار در «کلن» آلمان
  • صلاحیت هیات نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام در بررسی لوایح FATF
  • سهام سافت‌بانک ۸ درصد سقوط کرد
  • افزایش۴۰۰ هزار بشکه برای نفت اوپکی‌ها
  • وعده‌ی برگزاری ویژه‌ی جشنواره‌ی تئاتر کودک
  • برنامه‌ کودک نباید نصیحت کند
  • ممنوعیت خیابان‌خوابی در مجارستان
  • خروج موقت خودرو برای عتبات عالیات الکترونیکی شد
  • فناوری‌های جهاد دانشگاهی وارد مترو می‌شود
  • حسن بیادی: به نظر نمی‌رسد جلسه روحانی با اصولگرایان برگزار شود
  • بارش برف در ارتفاعات شرق و شمال شرق خراسان‌شمالی
  • پوتین بین ایران و اسرائیل / آیا پیشنهاد نتانیاهو می‌تواند پوتین را به دور زدن تهران ترغیب کند؟
  • علم‌الهدی: برنامه‌های اباحی‌گری نباید در مشهد اجرا شود
  • سکه ارزان شد/ هرگرم طلای ۱۸ عیار ۳۸۸ هزار تومان
  • کدخدایی: اصلاح قانون انتخابات ضرورتی انکارناپذیر است
  • ماجرای “دکترای عمرانی” که ادعای “رفتگری” دارد
  • برگزیت وارد فاز جدیدی می‌شود
  • Ad