جدیدترین اخبار
۱۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۹ اجتماعی کد خبر :70687
در مشهد اتفاق افتاد؛

کودکی که به دست پدرش کشته شد

سحرگاه پنج شنبه گذشته درحالی که قاضی ویژه قتل عمد مشهد مشغول رسیدگی به یک پرونده جنایی در شمال شهر بود ناگهان صدای زنگ تلفن همراه رشته سخنان وی را برید و سکوت صبحگاهی در محل حکمفرما شد.

یکی از ماموران انتظامی از آن سوی خط به قاضی کاظم میرزایی گفت: «اجساد زن جوان و یک نوزاد در زمینی محصور واقع در منطقه ناظریه مشهد و ابتدای جاده کمربندی سبز کشف شده است.»

مقام قضایی ادامه تحقیقات درباره پرونده جنایی مذکور را به وقت دیگری موکول کرد و به همراه کارآگاهان اداره جنایی عازم جاده مشهد – چناران شد.

درحالی که خودروهای پلیس آژیر کشان از رانندگان عبوری می خواستند تا راه را برای عبور نیروهای انتظامی باز بگذارند، مقام قضایی به صورت تلفنی مشغول بررسی موضوع و چگونگی کشف اجساد شد.

مامور انتظامی کلانتری محل عنوان کرد: مردی که اجساد همسر و فرزندش پیدا شده به همراه پسرعمویش در کلانتری حضور دارند و مدعی هستند که زن جوان از ۳ روز قبل برای رفتن به منزل پدر شوهرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.»

در این هنگام بود که قاضی میرزایی با طرح چند سوال تلفنی دیگر و در حالی که دستور حفظ صحنه حادثه را صادر می کرد از نیروهای انتظامی خواست ۲ مرد مذکور نیز برای پاره‌ای توضیحات در کلانتری حضور داشته باشند!

حدود ۲۰ دقیقه بعد کارآگاهان ورزیده اداره آگاهی و قاضی ویژه قتل عمد وارد زمین بزرگی شدند که دیوارهای بلندی از آجر اطراف آن را محصور کرده بود.جسد زنی که آثار شکستگی جمجمه بر سر وی مشهود بود، خون آلود روی خار و خاشاک قرار داشت. نوع پوشش زن جوان بیانگر آن بود که وی لباس های بیرون از منزل پوشیده اما خون های ریخته شده در محل نشان می داد که جنایت در همین زمین محصور رخ داده است.

لحظاتی بعد جسد نوزاد ۱۱ ماهه ای که در آن سوی دیوار افتاده بود، چشم های رهگذران و رانندگان عبوری را اشکباران کرد. این نوزاد نیز به طرز دلخراشی به قتل رسیده بود که به احترام خوانندگان از بیان جزئیات آن معذوریم.

تحقیقات در اطراف محل کشف اجساد و همچنین بررسی جای جای این زمین بزرگ نشان می‌داد که زن ۲۵ ساله به زور وارد این زمین نشده و فردی که او و پسر کوچکش را به قتل رسانده با وی آشنا بوده است چرا که هیچ اثری از تخریب و یا درگیری در محل دیده نمی شد و تنها قطرات خونی که بالای بخشی از آجرهای دیوار ریخته بود، این پرونده جنایی را وارد مرحله جدیدی می کرد.

در این هنگام کارآگاهان اداره جنایی همسر مقتوله را به صحنه کشف اجساد انتقال دادند. قاضی که از فاصله ای چند متری رفتار و حرکات او را با دقت خاصی زیرنظر گرفته بود متوجه شد که مرد ۳۱ساله درحالی که سعی می کند اضطراب خود را پنهان کند از نگاه کردن به قسمتی از زمین که خون آلود بود هم وحشت دارد.

این مرد که مدام اشک هایش را پاک می کرد در پاسخ به سوالات کارآگاهان درباره چگونگی ماجرا گفت: روز سه شنبه گذشته من از منزلم در گلبهار خارج شدم و همسرم نیز قصد داشت به منزل پدرم در مشهد برود. او لوازم پسرم را داخل ساک ریخت و بعد از من به سوی مشهد حرکت کرده بود ولی دیگر از او اطلاعی نداشتم تا این که صبح روز چهارشنبه وقتی فهمیدم که به منزل پدرم نرفته است احتمال آدم ربایی دادم و به همین خاطر شکایتی را در دادسرای گلبهار مطرح کردم و خودم به همراه پسرعمویم در همین مسیر به جست وجو پرداختیم یکی از بستگانمان هم نزد فال بینی در منطقه کوثر مشهد رفته بود که آن فال بین از طریق نگاه کردن در آینه گفته بود همسر و فرزندم را کشته و اجساد آن ها را در بیابان انداخته اند. همین موضوع مرا به بیابان های حاشیه جاده گلبهار- مشهد کشاند تا این که اجساد آن ها را به همراه پسر عمویم در زمین چهار دیواری یافتیم و موضوع را به کلانتری اطلاع دادیم!

این همان جملاتی بود که مامور انتظامی به صورت تلفنی و در مسیر حرکت به سمت ناظریه (محل کشف اجساد) برای قاضی ویژه قتل عمد بازگو کرد بنابراین قاضی میرزایی که به روشنی دریافته بود سخنان این مرد تنها یک سناریوی ساختگی است، دستور بازداشت وی را صادر کرد و بدین ترتیب مرد ۳۱ ساله توسط کارآگاهان به داخل خودروی پلیس هدایت شد و همان جا در حضور مقام قضایی مورد بازجویی های تخصصی قرار گرفت.

تنها متهم این پرونده جنایی که می دانست حرف هایش را کسی باور نمی کند و هر بار در پاسخ به سوالات فنی عاجز می ماند، ناگهان فریاد زد! «خودم کشتم!» قاضی و کارآگاهان که منتظر همین جمله بودند او را به آرامش دعوت کردند تا این که لحظاتی بعد لب به اعتراف گشود و گفت: وضعیت مالی ام خوب نبود از حدود ۵ ماه قبل خودم و همسرم را بیمه عمر کرده بودم تا این که فکر دریافت پول از بیمه به سرم زد. از حدود ۴ روز قبل نقشه می کشیدم که چگونه همسرم را به قتل برسانم و پول بیمه عمر او را بگیرم! وقتی داستان قتل را تکمیل کردم و فهمیدم که با این نقشه کسی به من مشکوک نمی شود مقدمات اجرای قتل همسر و فرزندم را فراهم کردم. صبح روز دهم مرداد ابتدا خودم از منزل بیرون آمدم تا همسایگان ببینند که همسرم به تنهایی از منزل بیرون می رود اما با او در کنار فضای سبز قرار گذاشته بودم به او گفتم من به منزل یکی از دوستانم می روم وقتی زنگ زدم، بیا کنار فضای سبز تا با هم به مشهد برویم. با این نقشه همسر و فرزند ۱۱ ماهه ام را سوار خودروی آردی کردم و به سوی مشهد به راه افتادیم. سلاح شکاری ساچمه زنی را هم با خودم برداشتم چرا که برخی از اوقات به همراه همسرم نشانه زنی می کردیم. آن روز هم عصر بود که آن ها را به داخل زمین بزرگ محصوری بردم که از قبل شناسایی کرده بودم. زیراندازها را انداختم و مشغول تیراندازی شدیم که ناگهان از پشت سر و از فاصله نزدیک به سر همسرم شلیک کردم و او در حالی که فرزندش را در آغوش گرفته بود و رها نمی کرد خون آلود به زمین افتاد. در این لحظه پسر۱۱ ماهه ام را از زیر پیکر غرق به خون همسرم در حالی بیرون کشیدم که گریه می کرد و جغجغه اش در زیر جسد مادرش مانده بود. او را به دیوار آجری کوبیدم و پیکرش را به آن سوی حصار انداختم. بعد از آن هم اسلحه و گوشی تلفن همراه همسرم را شکستم و در بیابان انداختم. متهم این پرونده هولناک جنایی ادامه داد: لوله اسلحه را نیز که شکسته بودم به داخل منزل متروکه ای در منطقه گلبهار پرت کردم.

با اعترافات صریح متهم،در حضور مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی، وی به مقر پلیس آگاهی خراسان رضوی انتقال یافت تا بررسی های بیشتری درباره انگیزه ابهام آمیز وی از ارتکاب این جنایت وحشتناک صورت گیرد.به همین خاطر قاضی کاظم میرزایی روز گذشته با صدور دستوراتی برای کشف آلت قتاله از کارآگاهان خواست درباره انگیزه متهم تحقیقات بیشتری انجام دهند چرا که هنوز زوایای تاریکی در این پرونده جنایی به چشم می خورد و انگیزه قتل نیز در هاله ای از ابهام است.

روز گذشته گروه ویژه ای از کارآگاهان اداره جنایی مامور تحقیق در این پرونده و اجرای دستورات قضایی شدند. آنان موفق شدند ساک لوازم کودک را به همراه اسلحه شکسته و دیگر لوازم در بیابان های منطقه وزیرانداز و پتوها را در مکان های مورد ادعای متهم کشف کنند.

بررسی های بیشتر درباره این جنایت فجیع روز گذشته در حالی ادامه یافت که هنوز جمله قاضی ویژه قتل عمد قبل از حضور در صحنه کشف اجساد در ذهنم رژه می رفت «این پرونده جنایی هم بسته شد».

منبع:برنا

Ad

Ad

روی خط خبر

  • استیصال سعودی در پرونده «خاشقجی»/ریاض به «قربانی‌سازی» می‌اندیشد؟
  • برایان هوک: آمریکا می‌خواهد صادرات نفت ایران را به صفر برساند!
  • تغییر کیفیت بنزین ستاره خلیج فارس برای جبران رشد مصرف
  • سیاست یک جانبه گرایی رییس جمهور آمریکا شکست خواهد خورد
  • توقف کالاها در خط تولید به دلیل کمبود کاغذ و کارتن
  • بازار داغ خرید دینار عراق/ صرافی بانکها دلار را ۱۳۴۰۰ می‌فروشند
  • محورهای گفتگوی ترامپ با ملک‌سلمان/ «پمپئو» عازم ریاض است
  • روابط میان اردن و سوریه باید به وضع عادی بازگردد
  • ایتالیا: تحریم روسیه نوعی پوچگرائی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است
  • هیلی و بولتون ۲ جانشین احتمالی وزیر دفاع آمریکا پس از برکناری
  • فرستاده ویژه روسیه با ولیعهد سعودی دیدار کرد
  • روحانی: دولت طرحهای گسترده ای برای مقابله با جنگ روانی و اقتصادی دشمنان و رفع مشکلات دارد
  • واکنش اسپانیا به ناپدیدشدن «خاشقجی»
  • گروگانگیری و تیراندازی در ایستگاه قطار در «کلن» آلمان
  • صلاحیت هیات نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام در بررسی لوایح FATF
  • سهام سافت‌بانک ۸ درصد سقوط کرد
  • افزایش۴۰۰ هزار بشکه برای نفت اوپکی‌ها
  • وعده‌ی برگزاری ویژه‌ی جشنواره‌ی تئاتر کودک
  • برنامه‌ کودک نباید نصیحت کند
  • ممنوعیت خیابان‌خوابی در مجارستان
  • خروج موقت خودرو برای عتبات عالیات الکترونیکی شد
  • فناوری‌های جهاد دانشگاهی وارد مترو می‌شود
  • حسن بیادی: به نظر نمی‌رسد جلسه روحانی با اصولگرایان برگزار شود
  • بارش برف در ارتفاعات شرق و شمال شرق خراسان‌شمالی
  • پوتین بین ایران و اسرائیل / آیا پیشنهاد نتانیاهو می‌تواند پوتین را به دور زدن تهران ترغیب کند؟
  • علم‌الهدی: برنامه‌های اباحی‌گری نباید در مشهد اجرا شود
  • سکه ارزان شد/ هرگرم طلای ۱۸ عیار ۳۸۸ هزار تومان
  • کدخدایی: اصلاح قانون انتخابات ضرورتی انکارناپذیر است
  • ماجرای “دکترای عمرانی” که ادعای “رفتگری” دارد
  • برگزیت وارد فاز جدیدی می‌شود
  • Ad