جدیدترین اخبار
۲۴ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۲ فرهنگی و هنری کد خبر :55654

رمان «از چشم‌های شما می‌ترسم» به چاپ سوم رسید

چاپ سوم رمان «از چشم‌های شما می‌ترسم» نوشته فرخنده حاجی‌زاده منتشر شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، چاپ سوم رمان «از چشم‌های شما می‌ترسم» نوشته فرخنده حاجی‌زاده با ویرایش انتشارات ویستار و طرح جلد پیمان سلطانی منتشر شده است.

همهٔ شخصیت‌های این قصه واقعی هستند، و به زندگی روزمره، تاریخ و واقعیتی عینی‌تر – ذهن نویسنده – تعلق دارند.

خواننده با خواندن این چند جمله بر صفحهٔ سفید کتاب و با پیش زمینه‌ای ذهنی کتاب را ورق می‌زند. پیش که می‌رود درمی‌یابد نویسنده به او کلک نزده است. زیرا همهٔ شخصیت‌های قصه‌اش واقعی هستند، اما واقعیتی که از زندگی روزمره، تاریخ، شرایط اجتماعی دیروز و اکنون فرا‌تر می‌رود و در متن جاری می‌شود. داستان کتاب نه به راحتی در چند جمله خلاصه می‌شود و نه با مقدمه‌ای شروع و با مؤخره‌ای پایان می‌یابد. به ویژه که نگاه پست مدرن در آن دیده می‌شودو تعابیر مختلفی از آن می‌توان دریافت کرد. یکی از این تعابیر نقل حوادثی است که در تاریخ اتفاق افتاده از جمله حملهٔ آقا محمدخان قاجار به کرمان و در آوردن چشم‌های مردم این شهر، سنگسار و قتل مشتاقعلی شاه (هنرمند موسیقی‌دان) به دستورقشریون، عبور سیاووش از آتش و حس دوگانهٔ سودابه هنگام عبور سیاووش (انگار نویسنده در پی تبرئه سودابه و دهان کجی به تعابیری است که تاکنون در این باره شده است) سنگسار پیرزن بدنام کرمانی که‌گاه با زلیخا، سودابه، مشتاق، نویسنده و هنرمند جایش را عوض می‌کند و حضور جماعتی که بی‌اعتنا به قتل انسان و هنرمند سنگ جمع می‌کنند تا روزی تقاص این بی‌اعتنایی را پس بدهند. حوادثی که گونه‌ای از آن را می‌توان در آیینه زمان حال دید.

این رمان از زبان چهار راوی روایت می‌شود. یک راوی غایب، یک راوی نویسنده مرد و یک راوی زن و مانا دختری روستایی که چرخش عقربه‌ها و سیر تقویمی را فراموش کرده (هرچند نویسنده با زیبایی از عقربه‌های ساعت به عنوان نمادهایی انسانی استفاده می‌کند) اما مانا، شخصیت اصلی که حافظه‌اش را به سیر پرجنجال حوادث سپرده است به وسیلهٔ خانواده‌اش به تهران و مطب دکتر پرتو آ‌ورده می‌شود؛ در مطب پرتو با نویسندهٔ زن و آقای یگانه نویسندهٔ مشهوری که مدام در مطب روانپزشک‌ها و صفحهٔ حوادث روزنامه‌ها دنبال سوژه برای نوشتن می‌گردد آشنا می‌شود. مانا از زن نویسنده‌ای که در مطب حضور دارد و ابتدا مانا او را خانم روایت و پس از توضیح زن نویسنده خانم راوی می‌نامد می‌خواهد که سرگذشتش را بنویسد. مانا پس از مدتی به عنوان دانشجوی ادبیات راهی تهران می‌شود؛ به سراغ راوی می‌رود و با او هم خانه می‌شود تا شبی که در کنار مطب دکتر پرتو از رادیوی ماشین گشت می‌شنود که قرا راست کسوفی بی‌سابقه روی دهد و مرکز اصلی این کسوف شهر کرمان است. مانا با شنیدن این خبر به تنه درخت چنار پناه می‌برد و با نور پروژکتور مأمورین گشت فریاد می‌زند: مصنوعی‌ها. همین کلمه باعث گرفتاری مانا می‌شود و در این مسیر به سوی زمان‌ها و زبان‌های مختلف حرکت می‌کند، از قاجار تا پهلوی و انقلاب که طولانی‌تر از عمر یک انسان است و از کرمان به سبلان که زادگاه اصلی زرتشت است، می‌رسد. مانا برای این پیشروی‌گاه دست به سفری بینامتنی می‌زند و سرانجام پس از یافتن مادر زرتشت در سبلان و بازگشت به کرمان و آشنایی با ستارهٔ کولی بر روی تپهٔ روشنایی جایی که روزی مشتاق سنگسار شده است با جمع کردن بعضی از شخصیت‌های نابینای ادبی و تاریخی و اساطیری از قبیل یعقوب، جویس، رودکی، هومر، اسفندیار، بورخس، ناظرزاده، لطفعلی‌خان و فرزند نادرشاه و… شاهد آتش بازی نور و ستاره می‌شود و با کوله‌ای از نور و روشنایی می‌رود تا جلوی کسوف بی‌سابقه‌ را بگیرد و در آخرین لحظه حرکتش در مقابل دو نویسندهٔ زن و مرد با احترام سر فرود می‌آورد و به خانم راوی که روزی خواسته بود سرگذشتش را بنویسد می‌گوید هیچ وقت نمی‌خواسته شخصیت سادهٔ یک قصه باشد.

در این اثر گرچه بوی اعتراض به شرایط تاریخی و اجتماعی به چشم می‌خورد اما بزرگ‌ترین ویژگی آن زبان است. زبانی شاعرانه، عامیانه و حسی که حاجی‌زاده در این زمینه با مهارت از عهدهٔ خروج از یک حوزهٔ زبان وورد به حوزه‌ای دیگر برمی آید ودر این قطع ووصل حوزهٔ جدیدی از زبان‌شناختی رمان ارایه می‌دهد.

وبگردی

روی خط خبر

  • یا چک شدن حساب بانکی یا انصراف از دریافت یارانه نقدی!
  • ۸ نفر و یک شرکت گری مارکت از رانت واردات هزار میلیارد سود کردند
  • محبوب‌ترین انرژی‌های پاک در سرمایه‌گذاری جهانی کدامند؟
  • افشاگری درباره پشت‌پرده بیت‌کوین
  • وزارت خارجه نسبت به تحولات عفرین واکنش نشان داد
  • دبیر شورای نگهبان: اغتشاشات اخیر ادامه فتنه‌ ۸۸ بود /برخی در لباس روحانیت گرفتار تشریفات هستند
  • رشیدپور و مدیری، بازیکنان تخریبی رسانه ملی!
  • خرازی با اسد دیدار کرد
  • تعطیلی دولت آمریکا یعنی چه؟
  • الجبیر: حمایت‌های مالی و تسلیحاتی ایران از أنصارالله متوقف شود!
  • وزارت امور خارجه به جای تهدید، پاسخ سوال منتقدان را بدهد
  • نرخ تورم به ۸.۲ درصد رسید
  • دردسرهای نظام ارزی مبهم برای تجار شناسنامه‌دار
  • تذکر کتبی ۲۰ نماینده به رئیس‌جمهور درباره انتقال آب دریای خزر
  • نامه مهناز افشار به معصومه ابتکار
  • گسترش یگان‌های نیروی دریایی ارتش تا مدار ۱۵ درجه برای نخستین بار
  • مشکل فنی دلیل قطع «کودک شو»
  • هیچ کس با شبکه‌های مجازی مخالف نیست/ دغدغه مردم بی‌بند و باری است
  • جمع آوری دستفروشان خیابان ولیعصر از امروز
  • دانش آموزان فعال “کلبه بازیافت مدارس” غرب تهران بن کتاب می‌گیرند
  • اجازه هیچ‌گونه تهدید از خاک کردستان علیه ایران را نخواهیم داد
  • دستمایه‌های امید درکشور بی‌شمار است
  • تحول در آموزش و پرورش نیازمند تغییر در ساختار مدیریت و تجهیزات است
  • سفیر چین در ایران: آماده بیشترین همکاری با خانواده‌های درگذشتگان سانچی هستیم
  • چرا قیمت دلار سر به فلک کشیده است؟
  • واکنش سیدعلی خمینی به اعتراضات اخیر: تمام مشکلات ما از دشمن بیرونی نیست
  • چهار شرکت دیگر هم مجوز پیش فروش خودرو را دریافت کردند؛ تعداد شرکت‌های مجاز به ۱۷ رسید
  • علم الهدی:مشهد را سیبل کرده اند / ندای اسلام از این شهر می آید
  • دادگاه عالی عراق درخواست پارلمان برای تغییر تاریخ انتخابات را رد کرد
  • ۱۸ هزار میلیارد تومان از بودجه‌های عمرانی پرداخت نشد