قصه «زیر پای مادر» نخ‌نما و کلیشه است

۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۷  /   /  کد خبر: 42301
قصه «زیر پای مادر» نخ‌نما و کلیشه است

یک منتقد سینما و تلویزیون به بررسی نقاط ضعف و قوت سریال های رمضانی «زیر پای مادر» و «نفس» پرداخت.

علی نعیمی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره پخش سریال های نمایشی در ماه رمضان بیان کرد: صداوسیما در چند سال اخیر یکی از بهترین باکس های خود را از دست داده چون فکر می کند هرچه را پخش می کند مخاطب می بیند و این مساله آفت بزرگ تلویزیون در چند سال اخیر بوده است.

این منتقد درباره ساخت سریال های مناسبتی عنوان کرد: ما شاهد این هستیم که تلویزیون با فاصله گرفتن از مردم در حوزه محتوا و رسیدن به یک نگاه سطحی و ایدئولوژی زده با نوعی از سریال سازی روبرو است که کمترین دغدغه آن، مخاطب است.

نعیمی افزود: تعجب من از این است که با وجود بسیاری از جوانان و فیلمنامه نویسانی که با ایده های بسیار پشت درهای شبکه ها طرح هایشان دست به دست می شود و به نتیجه هم نمی رسد، چطور هنوز مدیران تلویزیون اصرار دارند که طرح های خود را به نویسنده ای بسپارند که مشابه سریال «زیر پای مادر» را با همین مفهوم و محتوا و با همین شیوه روایت در کارهای خودش استفاده کرده است.

سریال «زیر پای مادر» همان ایده، مضمون و ایدئولوژی را دارد که چند سال پیش در سریال «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار روی آنتن رفتوی با اشاره به ویژگی های متن های سعید نعمت الله نویسنده سریال «زیر پای مادر» که این شب ها از شبکه اول سیما پخش می شود، بیان کرد: سعید نعمت الله نویسنده توانمندی است، اما اینکه از این توانمندی تنها در یک سبک و یک ایدئولوژی نخ نما شده استفاده می کند، به مخاطب تلویزیون بی احترامی است. سریال «زیر پای مادر» همان ایده، مضمون و ایدئولوژی را دارد که چند سال پیش در سریال «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار روی آنتن رفت. سایر کارهای نعمت الله نیز مشابه همین سریال است و قصه یا محتوای جدیدی شکل نمی گیرد.

نعیمی با اشاره به محتوای سریال «زیر پای مادر» تصریح کرد: ایده هایی که در این سریال استفاده می شود، نشانه نوعی از هم گسیختگی فکری به لحاظ تصمیم گیری های کلان در سریال سازی های ماه رمضان است، به این دلیل که احساس می شود مدیران تلویزیون و سازندگان سریال ها هر دو به این نتیجه رسیده اند که یک سریال منفعل بهتر از یک سریال جریان ساز است. بنابراین سریال ها تفاوتی با یکدیگر ندارند و ایده ها همان سوژه های تکراری و بی محتواست، نویسندگان نیز قرار نیست ریسک کنند که رویکردی فراتر از خودسانسوری است.

این منتقد سینما و تلویزیون یادآور شد: این انفعال در سازندگان سریال ها باعث شده سلیقه هنری سازندگان به سلیقه سیاسی مدیران تلویزیون نزدیک شود، درحالیکه ما سال های پیش شاهد بودیم که سریال هایی ساخته شد که حداقل هنرمندان بر اساس باور خود سراغ آنها رفته اند. به طور مثال علیرضا طالب زاده بر اساس دغدغه خود سریال «صاحبدلان» را نوشت و یا «میوه ممنوعه» نوشته منسجم علیرضا نادری و علیرضا کاظمی پور نمونه های درخشان تلویزیون در سریال سازی های مناسبتی هستند. حتی سریال های موفقی از کارگردانانی چون رضا عطاران، سیروس مقدم و علیرضا افخمی را شاهد بودیم که نشان داده است هر گاه تلویزیون به هنرمند خود اعتماد کرده است، آثاری حرفه ای تولید شده است.

مدیران تلویزیون باید پاسخ دهند که آیا جامعه به چنین قهرمان پروری های سطحی نیاز دارد؟وی در ادامه درباره قصه «زیر پای مادر» یادآور شد: «زیر پای مادر» قصه ای نخ نما و کلیشه دارد. مفاهیم ایدئولوژی زده ای مثل عشق، خیانت، غیرت، جوانمردی که گویی در این سریال فقط روی کاغذ زیباست و در اجرا به نتیجه ای نمی رسد از مخاطبانش عقب مانده و به همین دلیل این قصه نمود بیرونی چندانی در جامعه ما ندارد و مدیران تلویزیون باید پاسخ دهند که آیا جامعه به چنین قهرمان پروری های سطحی نیاز دارد؟ البته این محتوا به دلیل تاثیر نویسنده این سریال از سینمای کیمیایی است که باز ما می بینیم خود کیمیایی نیز امروز دوران تازه ای را در سینمای خود آغاز کرده و قرار نیست در آن پوسته ضخیم سنتی خود باقی بماند. از این حیث سریال «زیر پای مادر» تنها در اجرا شامل بازیگری و کارگردانی خوب و نحوه تعامل با مخاطب است که تا حدودی موفق بوده است.

نعیمی با اشاره به قصه سریال یادآور شد: یکی از ایرادهای شخصیت ها در این سریال این است که همه تیپ هایی هستند که صرفا دیالوگ هایی را بیان می کنند و به همین دلیل گفته شد که این سریال عقب تر از جامعه است. ما در شخصیت های این سریال همه فرمول های خیر و شر را می بینیم که در یک سیکل تکراری در باقی سریال ها هم دیده می شود.

وی با اشاره به سفارش نویسی هنرمندان در سریال ها اظهار کرد: هنرمندان هم زندگی کارمندی پیدا کرده اند و دستمزدی را دریافت کرده و کاری را تحویل مدیران می دهند، کسی قرار نیست این پوسته را بشکافد. مدیران و سازندگان هر دو راضی هستند و مخاطب هم برای کسی اهمیتی ندارد بلکه تلویزیون تنها می خواهد ساعت هایش را پر کند.

مخاطب با کاریکاتوری از افرادی روبرو است که می خواهند ادای قیصر را در بیاورنداین منتقد و روزنامه نگار در ادامه تصریح کرد: سعید نعمت الله چند سالی است در نوشتار خود به ساختاری دست پیدا کرده است که نشان می دهد به سینمای مسعود کیمیایی بخصوص سینمای دهه پنجاه این کارگردان برجسته کشورمان علاقه زیادی دارد. این علاقه البته باعث نشده است که او نسبت به شناخت جامعه خود و همگن کردن شخصیت های داستانش با اتمسفری که ایجاد می کند به درک درستی برسد. برای همین مخاطب با کاریکاتوری از افرادی روبرو است که می خواهند ادای قیصر را در بیاورند. اساسا خلق قیصر در جامعه امروز نیازمند شناخت جامعه در همه ابعاد آن است. نعمت الله بدون در نظر گرفتن سبک زندگی و نحوه مواجهه قهرمان هایش با مشکلات خود تنها پوسته رویی قیصر را بر تن شخصیت های داستانی اش کرده است.

نعیمی همچنین اظهار کرد: مشکل دیگر سریال سرک کشیدن در فضای چهل سال پیش و تطابق نداشتن با جامعه امروز این است که تفکر پشت سریال به دلیل نداشتن هویت و ریشه درست، دچار نوعی افکار انحرافی می شود. نویسنده سریال تنها در نقش یک تکنسین، سکانس ها را پشت هم به رشته تحریر آورده و انگار نه انگار در سال ۱۳۹۶ زندگی می کند. صحبت از عشق و خیانت و غیرت و مردانگی در این ابعادش که جای کوچکتر و بزرگتر را عوض می کند و اشکانی را در جایگاه قاضی و رخساره و خلیل را در جایگاه متهم می گذارد نشان از همان تفکر انحرافی دارد که حتی نمی تواند از پوسته سخت فضایی که فیلمنامه نویس از سینمای دهه پنجاه کپی برداری کرده خود را خارج کند.

نعیمی در ادامه درباره سریال «نفس» که این شب ها به کارگردانی جلیل سامان از شبکه سه پخش می شود، عنوان کرد: این سریال اتکای بسیاری بر کارگردان دارد و ما ردپای یک کارگردانی منسجم را در آن می بینیم.

به دلیل پیچیدگی ها و سختی هایی که پرداختن به گروهک منافقان در قبل و بعد از انقلاب دارد به تصویر کشیدن چنین موضوعاتی بسیار سخت است وی با اشاره به موضوع منافقان در این سریال یادآور شد: به دلیل پیچیدگی ها و سختی هایی که پرداختن به گروهک منافقان در قبل و بعد از انقلاب دارد به تصویر کشیدن چنین موضوعاتی بسیار سخت است و یکی از هوشمندی های جلیل سامان در دو سریال قبلی این بود که مولفه داستان سیاسی را با ترکیب یک ملودرام عاشقانه به بستری تبدیل می کند که هم مخاطب از فضای آن دوران بهره ببرد و هم با قصه عاشقانه همراه شود.

این منتقد تلویزیون «ارمغان تاریکی» را یکی از بهترین سریال ها درباره منافقان دانست و با اشاره به شخصیت پردازی در «نفس» بیان کرد: مخاطب در این سریال نمی تواند با بعضی شخصیت ها همراه شود چون توازن در شخصیت پردازی وجود ندارد.

وی ادامه داد: فرمولی که برای نگارش چنین سریال هایی وجود دارد باید دقیق و ریاضیاتی باشد. باید اطلاعات را به گونه ای به مخاطب داد که با شخصیت هم همراه شود و اگر کمی اتفاقات پس و پیش شود دچار اشکال در فهم و ارتباط گیری مخاطب می شود. البته ما سریال «نفس» را در زمانی می بینیم که محمدحسین مهدویان با «ماجرای نیمروز» تعریف جدیدی از ساخت آثار تاریخ معاصر را به مخاطب نشان داد و در چنین زمانی جلیل سامان با هوشمندی کاری را می سازد که باز هم در تعریف و فضاسازی موفق است.

نعیمی با اشاره به یک ویژگی «نفس» یادآور شد: تلاشی هم در ابتدا وجود داشت که با پرده سبز شخصیت های بی حجاب را در قبل از انقلاب نمایش داد که بسیار تلاش خوبی بود چون ایده ای جذاب و امروزی است. به نظر من ساخت سریال «نفس» در تلویزیون اتفاق خوبی است.

وی با اشاره به شباهت «نفس» و «پروانگی» عنوان کرد: مولفه هایی در «نفس» وجود دارد که «با پروانگی» اثر قبلی سامان شباهت بسیاری دارد و ما باز دختر لجوج از یک خانواده مرفه را در این سریال هم می بینیم. ای کاش سامان که فیلمساز باهوشی است درگیر این تکرار نشود. البته سامان در این سریال گویی ذهن آشفته ای هم دارد و چندان نتوانسته منسجم به قصه گویی خود بپردازد.

نعیمی در پایان درباره پرداخت چنین مضمون هایی در سریال ها گفت: درنهایت روایت تاریخ معاصر که هنوز جامعه از آن حافظه تصویری مشخصی دارد بسیار سخت است.

بدون دیدگاه

آخرین اخبار

پربیننده ترین ها