چرا حداد عادل باید پاسخگوی شکست های پی در پی اصولگرایان باشد؟ / از گلایه های آیت الله مهدوی کنی تا پشت پرده منحل کردن جلسات لاریجانی

۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۱۰  /   /  کد خبر: 35427
چرا حداد عادل باید پاسخگوی شکست های پی در پی اصولگرایان باشد؟ / از گلایه های آیت الله مهدوی کنی تا پشت پرده منحل کردن جلسات لاریجانی

محسن پورحسین: «انتخابات خوب انتخاباتی است که همه مردم رییس جمهور منتخب را رییس جمهور خود بدانند مخصوصا وقتی که شورای نگهبان تایید می‌کند. ولی خب یک قانون است و یک دل ، جواب دل مردم را چه می دهید، درست است که مردم در برابر شورای نگهبان سکوت کردند ولی باید دید در دل چه دارند؟» این حرف ها را غلامعلی حداد عادل زده است ؛ همه او را می شناسیم چند سال رییس مجلس بوده و چندین سال است که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم هست . از وقتی علی اکبر ناطق نوری و بزرگانی مانند او دیگر هدایت جناح راست را برعهده ندارند ، برخی تلاش کرده اند تا او را به عنوان شیخ جناح مطرح کنند .

شرایط غریبی است ؛ یک حماسه بزرگ را اینگونه با حرف و حدیث رو به رو می کنند و حرف دلشان را حرف مردم جلوه می دهند. چه بیم و چه باک ؛ هر کسی می تواند حرف دلش را بگوید ؛ معیار قضاوت هم مردم .

اما گفتیم چه بیم و چه باک از سخن گفتن ؛ از درد دل کردن؛ از مردم گفتن . پس باید حرف زد و سوال پرسید .

اصولگرایان طرفدارانی دارند . زمانی صندلی های زیادی از مجلس را در اختیار داشتند ؛ شوراهای اسلامی شهر ؛ شهرداری تهران . آنها اما امروز بسیاری از این صندلی ها را از دست داده اند . همین مردمی که جناب حدادعادل از آن ها سخن به میان آورده شاید سوال اول و اصلی اشان این باشد که چرا جناح اصولگرا به این حال روز افتاده است ؟

سوال مهمی است باید به دنبال پاسخ باشیم . پس یکی یکی بپرسیم تا به جواب این سوال برسیم .

آقای حداد! خاطرتان هست که در آخرین روزهای پاییز سال ۹۱ بدون اینکه توجهی به حرکت جمعی در جناح و نظر احزاب مختلف شود ناگهان در رسانه ها ظاهر شدید و گفتید پیمانی سه نفره با آقایان ولایتی و قالیباف امضا کرده اید ؛ یادتان هست که گفتید :« باید از اختلاف نظر در معرفی کاندیدای ریاست‌جمهوری جلوگیری کنیم. بنابراین آقایان ولایتی و قالیباف و من با هم رقابت نخواهیم کرد و هر سه وارد عرصه نخواهیم شد، بلکه ساز و کاری را طراحی می‌کنیم که بر اساس مشروعیت و مقبولیت و کارآمدی، هر کس مناسب است بیاید و تعدد کاندیدا اتفاق نیفتد.» همین ؛ فقط همین !

نسخه حدادعادل برای رسیدن به وحدت در جناح این بود :«من باشم ؛ آن دوست و آن دوست دیگرم دیگران هم نیایند تا وحدت‍ حاصل شود !»

آقای حداد! نتیجه آن ائتلاف چه شد ؟ خاطرتان هست چگونه یک پیروزی بزرگ که جناح در یک قدمی دست یابی به آن بود از دست رفت ؟ آن هم در انتخاباتی که اصلاح طلبان نماینده قدر و نام آشنایی نداشتند ، صلاحیت هاشمی رفسنجانی تایید نشده بود و نامزدی که بعدا رییس جمهور شد در ابتدا تنها هشت دهم رصد در نظرسنجی ها رای داشت؟

آقای حداد! جواب دل بدنه اصولگرا را که بعد از افتضاحات دوران احمدی نژاد دل خوش کرده بود یک نفر از میان خودشان رییس جمهور شود را چه کسی باید بدهد ؛ چه کسی مسئولیت آن اشتباه محاسباتی بزرگ در تشکیل آن ائتلاف و عدم توانایی مدیریتیش را می پذیرد ؟

آیا جریان اصولگرا فقط در میان دوستان و همفکران شما خلاصه می شود و هر کس دیگری حتی دکتر لاریجانی باید از چتر بزرگ اصولگرایی بیرون بماند ؟ آیا این بیرون نگه داشتن و تفکیک اصولگرایان موجب حال شرایط کنونی جناح نشده است ؟

شما ممکن است در این مورد سکوت کنید اما کاظم جلالی خاطره جالبی از گلایه مرحوم آیت الله مهدوی کنی در این مورد در جلسه ای نقل کرده اند :« آقای دکتر لاریجانی در دوره قبلی، خودشان در چینش ائتلاف نقش داشتند. یعنی از ابتدا با آیت‌الله مهدوی‌کنی صحبت کردند. در دوره قبل اول آقای احمدی‌نژاد با سه نفر از آقایان یعنی عسگراولادی، حدادعادل و ولایتی برای ائتلاف جلسه تشکیل داد . بعد با آن ماجرای ۱۱ روزه تلاقی پیدا کرد و آقای احمدی‌نژاد از این پروسه کنار رفت. در جلسات جدیدی که می‌خواستند تشکیل دهند، حرمت این سه نفر را حفظ کردند که حضور داشته باشند. چهار نفر دیگر که دو نفر از جامعه مدرسین و دو نفر از روحانیت بودند، اضافه کردند و هفت نفر شدند. بعد گفتند گروه‌ها هم نماینده بدهند. قرار شد ترکیب اینگونه باشد : دو نماینده جبهه پایداری ، دو نماینده جبهه پیروان ، دو نماینده رهپویان و ایثارگران، در اصل ۶ نفر باضافه یک نماینده دكتر قالیباف و یک نماینده دكتر لاریجانی ۸ نفر بعلاوه ۷ نفر می‌شدند. در آن جلسات، جبهه پایداری شرکت نکرد. البته آقای دکتر لاریجانی هم اصراری نداشت در آن جلسات نماینده داشته باشد اما حضرت آیت الله مهدوی کنی در این مورد اصرار داشتند. حتی در یکی از جلسات ، آیت‌الله مهدوی‌کنی گلایه کردند که چرا یکی از اعضای آن جلسات مصاحبه و انتقاد کرده بود که چرا آقایان دكتر لاریجانی و قالیباف باید نماینده داشته باشند؟ آن فرد آقای دکتر حدادعادل بود. آقای مهدوی در آن جلسه گفتند که از آقای حداد گلایه دارند که چرا وقتی در آن جلسه ما تعیین کردیم، مصاحبه کرده و در ائتلاف تردید ایجاد می‌کنید؟ آیت‌ الله مهدوی کنی فرمودند که من شخصا اصرار کردم آقایان قالیباف و لاریجانی نماینده داشته باشند. آن جلسات همه ضبط شده و نوارهایشان موجود است. »

به انتخابات مجلس اخیر هم برسیم . آقای دکتر خاطرتان هست آقایان دکتر ولایتی، آیت الله مقتدایی ، حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری و دکتر علی لاریجانی تلاش هایی را آغاز کردند برای وحدت اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس . خیلی ها امیدوار بودند که دیگر بساط پایداری برای خالص سازی و ناب سازی در لیست جمع می شود . اما چه فشارهایی موجب پایان جلسات این گروه ۴ نفره شد ؛ آیا شما در این مورد اطلاعات بیشتری دارید که این ابهام تاریخی برطرف شود ؟

بعد از آن برای همین انتخابات مجلس جلسات متعددی در خانه شما برگزار شد ؛ جلساتی که به شب نشینی های گروه هشت موسوم شد . حاصل آن جلسات چه بود ؛ چرا فهرست اصولگرایان برای انتخابات مجلس با آن ترکیب بسته شد ؛ شما چقدر در این شکل گیری این ترکیب نقش داشتید ؟ در جلسات شما چه گذشت که چند روز بعد از شکست کامل لیست، آیت الله موحدی کرمانی چنین گفت: «اشکال آن لیست این بود که برخی افرادی که بودند، برای مردم ناشناخته بودند. در آن ائتلاف افرادی وارد شدند که سهم بیش از حد خواستند؛ این یعنی هوای نفس و سقوط. قصد داریم تا از تمام احزاب و تشکل های اصولگرا که جمعیت قابل توجهی دارند، دعوت کنیم تا مبادا یک گروه بگوید چرا ما غائب بودیم. در انتخابات مجلس هم من این را گفتم اما نشنیدند. در همان ائتلاف ۲۱ نفره گفتم که باید همه اصولگرایان دعوت شوند، اما نپذیرفتند.»

آقای حداد! خاطرتان هست که چگونه در تهران ترکیب مد نظر شما با استراتژی اشتباه تبلیغاتی انتخابات را سی بر هیچ به جناح اصلاح طلب باخت ؟

به واقع چه کسی باید جواب دل بدنه اصولگرا را برای مغموم شدن به دلیل این اشتباهات بدهد؟

به همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری بپردازیم . حتما شما هم شنیده اید که محمد باقر قالیباف در جلسات خصوصی فرستادگان جمنا به آنها در مورد شرایط حضورش در انتخابات چه گفته بود ؟ حتما شما هم مثل همه افراد و اعضای بدنه اصولگرایی می دانید که حضور قالیباف در این انتخابات تا چه اندازه با ریسک مواجه بود و این را هم میدانید که که وقتی او در آخرین لحظات قبل از ثبت نام اعلام کرد که به دلیل حضور نامزدهای دیگر و عدم توانایی جمنا در منصرف کردن آنها و عدم اجماع روی او، منصرف شده، چه لابی سنگینی شکل گرفت تا او را به صحنه بازگردانند ؟ آیا شما هم خبر داشتید که از همان اول هم بنا بر حذف قالیباف بوده است ؟

آقای حداد! یادتان هست که تا لحظه آخر برخی افراد موثر در جناح با ساختن نظرسنجی های جعلی بدنه اصولگرا را تا چه حد امیدوار به پیروزی کرده بودند ؟ یادتان هست چگونه از سونامی سخن می گفتند و حتی تا انتهای شب رای گیری خبر فتح می داند . آقای دکتر شما گفته اید :« از اول هم احتمال پیروزی رقیب را می‌دادیم.» کاش این را از اول با جوانانی که به حرف های شما در مورد پیروزی مطلق اعتماد کرده بودند در میان می گذاشتید .

کلام آخر: آقای حداد؛ بدنه جریان اصولگرا اعتقاد راسخش بر این است که در جمهوری اسلامی به دلیل وجود ساز و کارهای مختلف و متعدد امکان از بین رفتن سلامت انتخابات وجود ندارد . مضاف بر آنکه شورای نگهبان در بیانیه اش سلامت این انتخابات را پذیرفته و سخنگوی شورای نگهبان هم گفته تخلفاتی که وجود داشته تاثیری روی نتجبه انتخابات نداشته وبرخی گزاراش های تخلف هم درست نبوده است .

آقای حداد! یکبار دیگر جمله را شما بخوانیم : « انتخابات خوب انتخاباتی است که همه مردم رییس جمهور منتخب را رییس جمهور خود بدانند مخصوصا وقتی که شورای نگهبان تایید می‌کند. ولی خب یک قانون است و یک دل ، جواب دل مردم را چه می دهید، درست است که مردم در برابر شورای نگهبان سکوت کردند ولی باید دید در دل چه دارند؟»

آقای حداد! احتمالا شما باید جواب های زیادی برای دل جوانان حامی جریان اصولگرا داشته باشید . آنها منتظر جواب های شما هستند لطفا از پاسخ به همان سوال اول مطلب شروع کنید :

«چرا جناح اصولگرا به این حال روز افتاده است ؟»

لطفا در ادامه پاسخ ها به سایر سوالات حتما به این سوال هم پاسخ دهید :

نقش حضرتعالی در وضعیت امروز جناح اصولگرا چقدر بوده و شما چه میزان حاضرید در این مورد مسئولیت شکست ها را بپذیرید و آیا فکر نمی کنید زمان آن رسیده که هدایت اصولگرایان را به السابقون جناح واگذار کنید ؟

والسلام

منبع: انتخاب

بدون دیدگاه

آخرین اخبار

پربیننده ترین ها