جدیدترین اخبار
۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۷ سیاسی کد خبر :288451

روایت مهندس بازرگان از روز‌های مقاومت خرمشهر؛ حتی مجروحان، خم به ابرو نمی‌آورند

روزنامه ایران نوشت: مطلبی در صفحه دوم روزنامه میزان به تاریخ ۱۷ مهر سال ۱۳۵۹ به قلم مهندس بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت از روز‌های اول جنگ منتشر شده است.

در گزارش مهدی بازرگان آمده است:

به منظور کسب اطلاع و بلکه کسب افتخار روز ۱۳ مهر ماه به اتفاق تنی چند از دوستان رهسپار آن صفحات شدیم. مناسب‌ترین عنوان که به نظرم آمد «دلاوری‌های خوزستان» است؛ دلاوری‌های مردم محل و میهمانانشان، سپاهیان انقلاب، لشکر ۹۲، تکاوران نیروی دریایی، هوانیروز و نیروی هوایی…

قبل از ظهر در اهواز فرود آمدیم، در شهری که سراسر سنگر‌بندی و آماده پذیرایی از هر تجاوزکننده ابله گور خود کن شده است. به مرکز لشکر زمینی و ستاد فرماندهی رفتیم. در «اتاق جنگ» افسران جوان گوش به گوش را دیدیم که در گرد یک میز بیضی شکل نشسته هر کدام با واحدی و پایگاهی در ارتباط بودند. فرمانده ستاد وقتی به‌هریک ازآن‌ها می‌رسید خبر می‌گرفت و دستور می‌داد.

سرهنگ فرمانده ستاد منطقه عملیات، دشمن را که به‌صورت مثلثی درآمده و تیزی آن به‌طرف اهواز بود و از پهلو‌ها بوسیله حملات خودی‌ها تهدید و تضعیف می‌شد تشریح کرد. ایشان توضیح می‌داد که نیروی زمینی بعثی‌ها به لحاظ کمیت و تجهیزات برتری محسوس بر ما دارند، ولی نه انگیزه دارند، نه روحیه و نه آموزش. با کمترین تعرض و تفوق ما، راه تسلیم یا فرار پیش می‌گیرند. بعدازظهر نزد آقای دکتر چمران که مسئول هماهنگی نیرو‌های ارتشی و سپاهی و مردمی شده است، رفتیم. ضمناً آقای چمران گاه گاه همراه پاسداران زبده‌ای در عملیات شرکت می‌کند، ولی چه بهتر که بیشتر به سازماندهی و هم آهنگ کردن گروه‌های کثیر پاسداران، سپاه و کمیته‌ها و داوطلب‌ها که دسته دسته می‌رسند و نیاز شدید به نظم و دستور دارند، برسند.

در همه جا خواسته سپاهیان و مردم غالباً این بود که به آن‌ها سلاح و مخصوصاً دستور حمله داده شود. شب به اهواز برگشتیم. آقایان طبسی و ملازاده و فرادی‌پور را که همسفر‌مان از تهران بودند و همچنین آقای بشارت نماینده خوزستان را دیدیم که روز قبل به راهنمایی آقای خامنه‌ای از بیمارستان اهواز بازدید کرده بودند. بامداد روز بعد راهی خرمشهر شدیم.

در عبور از آبادان، آتش و دود لوله‌های نفت خام منفجر شده، یا مخازن و دستگاه‌های اصابت دیده، جلب نظر می‌کرد، ولی شهر در فعالیت و آمد و رفت بود.

خرمشهر حالت سربازخانه‌ای را داشت که آرامش آن را گاه گاه صدای ضربات گلوله که به نقاط پراکنده می‌خورد بهم می‌زد. دکان‌ها بسته، خانه‌های خالی، لاشه‌های تانک و توپ عراقی در این طرف و آن طرف افتاده، دود‌های انبوه برخاسته از انبار‌های گمرک با جنب و جوش و روی‌های گشاده جوانان و مردان سلاح به‌کمر یا سلاح به دست و از جان گذشته دیده می‌شد.

از لابه لای نخلستان‌های آن طرف شط، توپ‌های خمسه خمسه و آرپی جی، این طرف را بی‌حساب و هدف می‌کوبند. یکی از سپاهیان داوطلب که شیرازی غیور و داغ بود درحالی که ما را به تماشای گورستان تانک‌های دشمن هدایت می‌کرد با خونسردی می‌گفت؛ اینجا زیر آتش خمپاره است، اما مسأله‌ای نیست!

شخصاً سه تانک عراقی را زده بود و حکایت از بچه‌هایی می‌کرد که نارنجک مخصوص تفنگ ژ. ۳ گذاشته از ۵۰ متری تانک را می‌زدند. او می‌گفت: روز چهارشنبه گذشته بعد از حمله شدید عراقی‌ها سرگردی به نام شریف النسب که اصرار داشت اسمش را ذکر کنیم تا در حماسه افتخارات ثبت شود، از راه رسید و با یک سخنرانی پرشور و عشق چنان امید و غیرت در سربازان و سپاهیان ومردم، انداخت که همگی برگشتیم و دشمنان را به جای اول خودشان برگرداندیم.

در یکی از خطوط جبهه به دیدار یک واحد زرهی رفتیم که سربازان مجهز به خمپاره‌انداز و نارنجک بودند. سربازان و افسران با وجود گرما و گرفتاری‌ها، خندان بودند و از دیدار ما خندان‌تر شده و با ما عکس گرفتند. افسری را کنار کشیدم و پرسیدم شما برای اسلام می‌جنگی یا ایران؟ گفت:هر دو، مگر فرقی بین این دوهست؟

مساجد مراکز دریافت و توزیع مواد غذایی برای رزمندگان بود. ما هم با قدری نان لواش خرد شده و سیب زمینی گرم و نمک زده جیره ناهارمان را تأمین کردیم. به فرودگاه اهواز برگشتیم تا با هر هواپیمای ارتشی آماده حرکت، بازگشت کنیم. بیا و برو و انتظارنشینان زیاد بودند. در یک هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ همراه با سربازان تعویض شده و چند مجروح خمپاره خورده جا گرفتیم. مجروحانی باندپیچ شده با پای شکسته و کتف و شکم دریده، تزریق مسکن شده، ولی پر درد، بدون آنکه خم به ابرو و ناله بر زبان آورند، صابر و شکور و شاد می‌نمودند. یک استوار مأمور توپ که دست چپش را از وسط بازو از دست داده بود دیدیم.

آنقدر سلام و تشکر و شکر کرد که خجالت کشیدیم. خوشحال بود که بیش از ۱۵۰ گلوله به متجاوزان عراقی پیش آمده تا سوسنگرد انداخته و بیش از ۱۰ تانک‌شان را متلاشی و حملاتشان را عقیم ساخته و حالا دست راست و سلامتی‌اش باقی است. تقاضا و آرزویی جز سلامتی امام و مردم و مسئولان و امکان خدمت مجدد نداشت.

Ad

روی خط خبر

  • پامپئو با نقض توییت ترامپ: جلسه شورای امنیت درباره منع اشاعه است
  • مسکو: کاهش تولیدات نظامی به دلیل تحریم غیر ممکن است
  • رئیس مجلس ترکیه به ازبکستان سفر می‌کند
  • سقوط آزاد ماکرون در افکار عمومی فرانسه
  • نیکی‌هیلی: اتهامات ایران درباره دخالت درحادثه اهواز را رد می‌کنیم
  • بزرگترین شرکت‌های انرژی روسی، دلار را در پرداخت‌ها کنار می‌گذارند
  • عرضه و تقاضای نفت اکنون با یکدیگر همخوانی دارند
  • تورم دو رقمی شد/ شاخص کل به ۱۱.۳ درصد رسید
  • مدارس ماندگار با قدمت بیش از ۵۰ سال شناسایی می‌شوند
  • کوربین: در خصوص برگزیت انتخابات را به همه پرسی ترجیح می دهیم
  • ترکیه بدنبال گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان است
  • آقاسی: شهرام ناظری بخواهد، وکالتش را می‌پذیرم
  • حزب الدعوه هنوز فرصت رسیدن به پست نخست وزیری عراق را دارد
  • چرا «دلدادگان» پخش نشد؟
  • امیر تتلو غیابی محاکمه می‌شود
  • دولت و مجلس باپذیرش FATF هزینه‌های تحریم را بیش از پیش بالا نبرند
  • ربوده شدن خدمه یک کشتی سوییسی توسط دزدان دریایی
  • پلیس مدرسه چه وظایفی دارد؟
  • احتمال جاری شدن سیلاب ناگهانی درمناطق کوهپایه‌ای
  • اولین برخورد معلم در مدرسه را یادتان است؟
  • ۵۰ درصد پنبه مورد نیاز صنایع نساجی از تولید داخلی تامین می‌شود
  • محسنی ‌اژه‌ای: سیف ممنوع الخروج است / از او یک بار تحقیق شده؛ پرونده اش در حال رسیدگی است
  • آخرین خبر‌ها از بررسی «سی‌اف‌تی» در هیئت رئیسه مجلس
  • فلاحت‌پیشه: کمیسیون امنیت ملی فردا صبح به اهواز می‌رود
  • جنگ سرد اقتصادی در راه است
  • سازمان بورس عضو انجمن بین‌المللی روابط عمومی شد
  • ترامپ مسئول افزایش قیمت نفت است نه اوپک
  • کمک های مالی به افغانستان در کانادا، آمریکا و دبی مصرف شده است
  • تل آویو سیاست خود در خصوص سوریه را تغییر نمی‌دهد
  • تروریستها سر به مخالفت با توافق روسی-ترکی درباره ادلب برداشتند