جدیدترین اخبار
۹ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۹ فرهنگی و هنری کد خبر :26594

صدرعاملی:بهترین روزهایم در رمضان گذشت

رسول صدرعاملی و مرضیه برومند در نشست دورهمی شهرکتاب مرکزی به خاطره گویی از دوران جوانی و کتاب خوانی‌شان پرداختند.

 نشست دیدار و گفتگو با رسول صدرعاملی و مرضیه برومند به مناسبت فرارسیدن ایام ماه رمضان، ساعات پایانی دوشنبه شب ۸ خرداد در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.

در ابتدای این نشست صمیمی، مرضیه برومند، کارگردان و تهیه کننده، گفت: شهر کتاب مرکزی برای من یادآور یک خاطره بسیار زیباست چون وقتی گروه پالت، اولین آلبومش را اینجا رونمایی کرد و متوجه شدم که موسیقی خونه مادربزرگه را نواخته است، های های گریه کردم.

وی ادامه داد: من برای آدم‌ها یا از دست دادن‌ها خیلی گریه نمی کنم اما وقتی که چیزی به روح و روانم چنگ می اندازد، نمی توانم در برابر اشک‌هایم مقاومت کنم.

رسول صدرعاملی، کارگردان هم پس از این سخنان گفت: خوشحالم که امشب لا به لای کتاب‌ها نشسته‌ایم. اگرچه من نویسنده نشدم اما هرچه دارم از کتاب دارم و هنوز هم تردید ندارم که باوجود هجوم شدید تکنولوژی، اگر کتاب بخوانید و قصه گوش کنید، شکل دادن به لحظه‌های تان پر از خلاقیت و شعر و رویا خواهد بود و ذهن‌تان را خلاق می کند.

این کارگردان همچنین گفت: به همین دلیل است که همواره به درخواست آقای فیروزان برای حضور در کتابفروشی، پاسخ مثبت می دهم چون می دانم ایشان باوجود تیراژ پایین کتاب‌ها، تعداد نسبتا کم کتاب‌خوانان و با وجود انواع رسانه‌های اجتماعی که اشکال تصویری را در اختیار مخاطبان می گذارد، از کتاب و کتاب خواندن پاسداری می کند.

در ادامه برومند گفت: این صحبت آقای صدرعاملی مرا یاد خاطره‌ای دور انداخت. یادم می‌آید ۱۴-۱۳ بودم که با سوسن تسلیمی هم‌کلاس شدم و چون مادرش، بازیگر بود، به بازیگری و تئاتر علاقه داشت و طبیعتا کتاب هم می خواندیم. خانواده من مثل خانواده سوسن، هنری نبودند، من بچه حاجی بودم و اصلا نمی دانم چرا اینجوری شدم! ولی به هر حال خانواده و به خصوص پدرم، کتابخوان بودند و کتابخانه داشتند. من هم از این فرصت برای مطالعه استفاده می کردم اما کتاب خواندنم کانالیزه و مرتب و همراه با آگاهی نبود.

کارگردان سریال «قصه های تابه تا» گفت: به هر حال کلاس هشتم-نهم دبیرستان بودیم که خانمی به نام منظر هاشمی سیاهپوش، دبیر شیمی ما شد و کتابخانه مدرسه را دید، کتاب‌ها را ارزیابی کرد و گفت این کتابخانه نیست. شما باید کتاب‌های دیگری بخوانید و برای این کار، باید پول جمع کنید. من هم در محله میدان کلانتری و سمت دروازه دولاب زندگی می کردم و خیلی هم شر و شیطان بودم، از فردای آن روز، خودم را به آب و آتش زدم که برای کتاب خریدن، پول جمع کنم. جیب همه را می زدم! پدرم، مادرم، بچه‌هایی که می خواستند از بوفه خوراکی بخرند… د.

برومند در ادامه گفت: بالاخره با پول‌های جمع‌شده به خیابان شاه‌آباد آن زمان و راسته کتابفروشان رفتیم و آنجا بود که عالم کتاب را دیدم. وقتی خانم هاشمی کتاب‌های خوب را برای ما انتخاب کردند و خریدند و کتابخانه شکل گرفت، گفتند که هرکس نمره شیمی می خواهد باید کتاب بخواند و درباره کتابی که خوانده صحبت کند. از آن زمان به بعد، جهان عجیبی در برابرم شکل گرفت و سراغ نویسنده‌های بزرگی همچون رمن رولان، شلوخوف، سارتر، کامو و … رفتم. اما کمی بعد، یکی از بچه‌ها راپرت خانم هاشمی را به مدیریت داد و بعد هم ایشان را اخراج کردند ولی خانم هاشمی همیشه در یاد و خاطره من بود و ذهنم را درگیر کرده بود.

وی افزود: زمان گذشت و من دانشجو شدم و یک بار که در تالار مولوی، کاری را اجرا می‌کردیم، دوستانم به من گفتند که یک خانمی در سالن نشسته و گریه می کند و می خواهد تو را ببیند. وقتی که به سالن رفتم، خانم هاشمی را دیدم و مرا در آغوش گرفت و گریه کرد. حالا هم غیرممکن است محفل و مجلسی، راجع به کتاب باشد و یاد خانم هاشمی نیفتم.

برومند در حالی که اشک در چشم داشت، گفت: امیدوارم زنده باشد و از همه می خواهم به خاطر این دبیر فوق‌العاده من، چند لحظه بایستند.

در ادامه این برنامه، صدرعاملی گفت: من در محله عجیب و غریبی بزرگ شدم و زندگی کردم، خلاف‌ترین، نویسنده‌ترین و فوتبالیستی‌ترین محله بود هم دکتر غلامحسین ساعدی هم آنجا مطب داشت و هفته‌ای دو روز مجانی طبابت می‌کرد اما دوست دارم امشب، نویسنده‌ای را امشب به شما معرفی کنم که خیلی دوستش دارم.

وی افزود: جومپا لاهیری، نویسنده بنگالی‌ای است که در لندن به دنیا آمده و در دانشگاه هاروارد آمریکا درس خوانده است اما داستان‌هایی می‌نویسد که خواننده فکر می‌کند همه چیز در اطراف خودش دارد اتفاق می‌افتد و به خصوص به ذهن و دنیای زنان بسیار نزدیک است.

کارگردان فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا» گفت: در راه که می‌آمدم یاد شعری از سهراب افتادم که می‌گوید بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست و به این فکر می‌کردم که این شعر چه‌قدر زیبا و پر از تصویر و شعر و قصه است و شما را به جهان لایتناهی می‌برد. برای همین هم می‌خواهم به جوانان بگویم که قدر تنهایی‌تان را بدانید و به جای شکایت کردن از آن، از فرصتی که دارید برای خواندن، نوشتن، موسیقی گوش کردن و … استفاده کنید، لذت ببرید و جهان فوق‌العاده اطراف‌تان را تجریه کنید. به نظر من تنهایی، چیز بدی نیست و ارزشمندترین آدم‌های جهان، کسانی بوده‌اند که قدر این تنهایی‌شان را دانسته و از آن استفاده کرده‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: بهترین روزها و شب‌های زندگی من در کودکی و نوجوانی، در ماه رمضان گذشت. چون تازه از ساعت ۱۰ شب به بعد، می‌توانستم به دورهمی‌ها، پاتوق‌های فرهنگی و فضاهای جذاب این شکلی بروم.

صدرعاملی در پاسخ به این سوال که اولین مطلبش را در کدام رسانه نوشته است، گفت: یادم هست فروغ، تازه  فیلم خانه سیاه است را ساخته بود و من می‌دانستم که جزامخانه‌ای نزدیک مشهد هست. آنجا رفتم و گزارشی درباره این جزامخانه نوشتم و برای مجله فردوسی، روشنفکری‌ترین مجله آن زمان پست کردم و مطلبم را ۱۱ روز بعد منتشر کردند. باور نمی‌کردم که مطلبم را منتشر کرده باشند و این اتفاق برایم بسیار مسرت‌بخش و جذاب بود و همان هم سرآغاز کارم در مطبوعات بود چون بعد به روزنامه اطلاعات رفتم.

وی ادامه داد: بعد از چند سال کار در روزنامه، برای تحصیل در رشته جامعه‌شناسی در فرانسه بورسیه گرفتم. بعد از اینکه امام خمینی به نوفل لوشاتو آمد، چون کارمند روزنامه بودم، باید برای پوشش اخبار می‌رفتم و سه ماه در آنجا ماندم و بعد هم با همان پرواز به تهران آمدم و پس از مدتی، فیلمی ساختم به نام خونبارش.

برومند هم درباره ورودش به دنیای سینما و فیلم سازی گفت: من اصلا دوست نداشتم فیلم بسازم، دوست داشتم تئاتر بازی کنم به خصوص که در آن زمان، فیلم، اهمیتی نداشت و بیشتر فیلمفارسی بود در حالی که تئاتر در همان زمان هم به شدت جذاب و هنری محسوب می‌شد.

در ادامه این برنامه، دو کارگردان درباره کتاب‌های محبوب، نخستین کتاب‌هایی که خوانده بودند و خاطرات‌شان از سینما گفتگو کردند و در پایان نیز با شرکت‌کنندگان گپ زدند و سلفی گرفتند.

Ad

روی خط خبر

  • ساعت رسمی کشور امشب یک‌ساعت به عقب کشیده می‌شود
  • رونمایی از پوستر انگلیسی «حمال طلا»
  • بایدها و نبایدها هنگام آتش‌سوزی منزل
  • راه‌اندازی ۲۲ خط «اتوبوس مدرسه» برای اولین بار
  • چرا شبکه‌های اجتماعی شما را افسرده می‌کنند؟
  • ۱۴ معاون و مدیری که باید از وزارت کار بروند
  • اتهامات عجیب کریمی قدوسی به دو عضو کابینه
  • اجناس محتکران هنوز وارد بازار نشده است/ به زودی قیمت‌ها می‌شکند
  • بنزین در ایران؛ ارزان‌تر از اسپانیا و گران‌تر از فرانسه
  • ادامه همکاری شرکت‌های کره‌ای با ایران/کره به نفت ایران وابسته است
  • عاشورا؛ منطق عملی چگونه زیستن/ خاورمیانه از کف آمریکا رفته است
  • از سوی ایران، درخواستی برای ملاقات با ترامپ مطرح نشده
  • فردا؛ پایان طرح تابستانی پلیس در جاده‌ها
  • اعلام ممنوعیت‌های ترافیکی رژه هفته دفاع مقدس در جنوب تهران
  • فعالیت شبانه پرسنل سازمان پسماند برای رفت و روب شهر در ماه محرم
  • ساعات کاری کارمندان در دو هفته اول مهرماه شناور شد
  • وام‌های بی‌اثر مَسکن/ کاهش ۵۰ درصدی سهم مسکن از کل تسهیلات بانکی
  • فشارهای کاخ سفید نمی‌تواند روابط پارلمانی ایران وعراق راتخریب کند
  • بارش باران در ۵ استان / گرد و غبار در راه تهران و ۶ استان دیگر
  • تدوینگر «مخمصه» مایکل مان درگذشت
  • ریابکوف: آمریکا با تحریم روسیه با آتش بازی می‌کند
  • گزارش خدمات امداد و نجات هلال احمر در تاسوعا و عاشورا
  • از «کریستوفر نولان» تجلیل می‌شود
  • احتمال تولید دوباره «سینما و دوبله»
  • گردنبند همسر شاه بر گردن بازیگر هالیوودی
  • استخدام‌های بی‌ضابطه؛ یادگار قالیباف، چالش افشانی
  • علم‌الهدی: اگر مردم گوسفند شوند، فقط بخورند، بچرند و لذت ببرند، گوشت آنها را هم مستکبری که چوب به دست، بالای سرشان ایستاده، استفاده می‌کند
  • کمیته وزارتی اوپک و غیراوپک از نظر حقوقی حق تصمیم گیری ندارد
  • تلاش دستگاهها برای خروج از دایره شمول قانون «مدیریت خدمات کشوری»
  • روحانی ظلم آمریکا در جنگ اقتصادی و بدعهدی در برجام را تشریح کند