واکنش متفاوت رامبد به ویدئوی شیر خشک

  • کامنت
  • جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ ۱۳:۵۲
    کد خبر :260525

سارق مسلحی که به دو بانک در مشهد دستبرد زده است در حضور مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به تشریح جزئیات این حادثه پرداخت.

متهم 26 ساله این پرونده درحالی که اشک پهنای صورتش را پوشانده بود، در میان هق هق گریه گفت: وقتی سرقت اول را انجام دادم فکر نمی کردم پول کمی گیرم بیاید. خیلی ترسیده بودم اما سعی می کردم بر خودم مسلط شوم. آن روز حدود ساعت 11:30 بود (بیست و هشتم بهمن) که سوار بر موتورسیکلت به سمت بانک تجارت در اطراف میدان بسیج حرکت کردم. دو روز قبل از حادثه به محل آمده و منطقه را بررسی کردم. دیدم بانک نگهبان مسلح ندارد و پشت ایستگاه مترو قرار گرفته است. به همین دلیل موتورسیکلت را در حاشیه خیابان پارک کردم و درحالی که چهره ام را پوشانده بودم به داخل بانک رفتم. اسلحه را به سمت رئیس شعبه نشانه رفتم و از او خواستم تا پول ها را روی پیشخوان بگذارد. خیلی وحشت داشتم که مردم مرا دستگیر کنند به همین دلیل پول ها را زیر بغلم زدم و از بانک بیرون آمدم سپس در جهت خلاف حرکت خودروها به سمت نخریسی و از آن جا به منطقه سیدی رفتم.

متهم پرونده سرقت که مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاده بود، در ادامه ماجرا افزود: وقتی موتورسیکلت را در خانه پدرم گذاشتم به طرف منزلم در منطقه گلبهار حرکت کردم. خیلی تحت فشار مالی بودم و نمی توانستم زخم زبان های دیگران را تحمل کنم. می خواستم همه چیز بخرم! با مبلغ یک میلیون تومانی که از سرقت مذکور گیرم آمده بود یک دستگاه خودروی پی کی به صورت اقساطی خریدم ولی بعد از آن تصمیم گرفتم به یک بانک دیگر هم دستبرد بزنم این بود که بانک رسالت در منطقه احمد آباد را شناسایی کردم چرا که آن بانک هم نگهبان نداشت و پشت ایستگاه مترو قرار گرفته بود.

متهم در میان گریه هایش ادامه داد: از این بانک هم حدود 14 میلیون تومان سرقت کردم بعد به داروخانه رفتم و دو قوطی شیرخشک خریدم و بقیه پول ها را به منزل بردم و سفارش ساخت دراور و تختخواب را دادم. مقداری از پول ها نیز نزد همسرم بود. با آن که او به من مشکوک شده بود به او گفتم: مجبور بودم! چرا که دیگران به همسرم می گفتند: شوهر تو بی عرضه است! و من نمی توانستم این سرزنش ها را تحمل کنم.

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید