جدیدترین اخبار
۱۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۳۱ اجتماعی کد خبر :137550

ترفندی برای ازدواج با پسر یک کارخانه‌دار

عروس جوان که در جلسه خواستگاری قول داده بود به تمام نظرات پسر کارخانه‌دار ثروتمند عمل کند، پس از مراسم عقد و ثبت مهریه ۱۳۷۰ سکه طلا، رویه‌اش را عوض کرد. چند ماه بعد وقتی داماد جوان سرگرم تدارک برای آغاز زندگی مشترکشان بود، احضاریه‌ای از دادگاه خانواده به دستش رسید که نشان می‌داد نوعروس مهریه طلایی‌اش را به اجرا گذاشته است!

««مهرداد» باور نمی‌کرد که در ۲۷ سالگی پا به دادگاه خانواده بگذارد اما در هر صورت این اتفاق افتاده و پیش از برگزاری مراسم جشن و شروع زندگی مشترک، عروس رو در روی همسرش قرار گرفته بود. داماد در یکی از روزهای گرم تابستان به شعبه ۲۴۴ مجتمع قضایی ونک آمده بود تا از پرونده‌ای که نوعروس برایش تدارک دیده بود، آگاه شود. قاضی «محمود سعادت» مشغول بررسی چند پرونده طلاق توافقی بود که از مرد جوان پرسید: «چه اتفاقی افتاده که همسرتان مهریه‌اش را مطالبه کرده است؟»

مهرداد آهی کشید و پاسخ داد: «خودم هم نمی‌دانم چه کار بدی کرده‌ام اما فکر می‌کنم از وقتی که از مسافرت ایتالیا برگشته‌ایم، شروع به بهانه‌گیری کرده است…»

قاضی در سکوت اتاق به مرد جوان نگاه می‌کرد و معلوم بود که جواب صحیح را نگرفته است. با این حال مهرداد لحظه‌ای به فکر فرو رفت و ادامه داد: «راستش پدرم یک کارخانه‌دار است که اعتقادات مذهبی قوی دارد و ما را هم همین‌ طور تربیت کرده است. یک روز که با هم برای خرید ماشین ظرفشویی به فروشگاه یکی از دوستان قدیمی‌اش رفته بودیم، بعد از خرید دیدم که پدرم با او پچ‌پچ می‌کند. در مسیر برگشت پدرم خبر داد که دوستش یک دختر از بستگانش معرفی کرده که تحصیلکرده و زیباست. وقتی که مادر و خواهرم این موضوع را شنیدند فردای همان روز به بهانه‌ای به خانه آنها رفتند تا «باران» را ببینند. آنها به قدری ذوق زده شدند که برای هفته بعد قرار خواستگاری گذاشتند.

وقتی که به خواستگاری رفتیم، به نظر می‌آمد که وضع مالی و سطح خانوادگی آنها به ما نزدیک باشد اما مهم‌تر از آن این بود که آداب و عرف را رعایت می‌کردند. با این حال اجازه خواستم با عروس خانم به تنهایی حرف بزنم. ساعتی با هم حرف زدیم اما رفتار باران به نظرم مشکوک آمد چون هر چه می‌گفتم تأکید داشت که با نظرم موافق است. با این حال دو جلسه دیگر به خانه‌شان رفتم و هر بار تا سه ساعت حرف زدیم و حتی در حضور پدر و مادرش نظرات و اعتقاداتم را بیان کردم. مثلاً گفتم که پوشیده بودن همسرم، آرایش نکردن در انظار عمومی، حضور نداشتن در جمع‌های مختلط، دست ندادن با نامحرم و این‌ طور مسائل برایم مهم است. آنها هم موافقت کردند و حتی پدر باران گفت که از داشتن دامادی مثل من خوشحال است. بدین ترتیب با همه نظراتم موافقت کردند و گفتند حرف، حرف شماست. تنها موردی که روی آن اصرار داشتند مهریه‌ای به تعداد سال‌های تولد دخترشان بود. البته پدرم مخالف تعیین مهریه ۱۳۷۰ سکه‌ای بود اما من اجازه خواستم درباره این یک مورد کوتاه بیاید؛ چرا که با خودم فکر می‌کردم دختر مورد علاقه‌ام را پیدا کرده‌ام؛ دختری زیبا، تحصیلکرده، خانواده‌دار و مطیع که به نظر نمی‌آید چشمداشتی به مال پدرم داشته باشد…»

قاضی که با دقت به حرف‌های مرد جوان گوش می‌داد، حرفش را قطع کرد و پرسید:«پس چه شد که کارتان به دادگاه کشید. آن هم به این زودی؟»

داماد جوان پاسخ داد: «راستش ما به سرعت جشن نامزدی را برگزار کردیم و یک ماه بعد از آن هم عقد کردیم. ما آن قدر درگیر مراسم جشن و تدارکات عروسی شده بودیم که متوجه گذشت زمان نشدیم. حتی من و همسرم فقط چند بار برای خرید و کارهای مربوط به مراسم عقد همدیگر را دیدیم. با این حال بعد از مراسم عقد به یک سفر اروپایی رفتیم و بعد از آن میهمانی‌های فامیلی و دوستانه شروع شد و فهمیدم همسرم گاهی سیگار می‌کشد و علاقه زیادی به جلب توجه در میهمانی‌ها دارد. او آرایش غلیظی می‌کرد و لباس‌های نامناسب می‌پوشید. چند بار دوستانه خواهش کردم به نظر و اعتقادات من هم احترام بگذارد. اما نه تنها گوش نکرد بلکه اعتراف کرد که گاهی مواد مخدر هم مصرف می‌کند. بعد از آن دچار ناراحتی عصبی شدم و یکی، دو هفته از او دوری کردم شاید به خودش بیاید. اما اهمیتی نداد و من هم برای این که پدرم متوجه اختلاف ما نشود سعی کردم با مراجعه به مشاوران متخصص، باران را معتقد به ارزش‌های معنوی کنم اما او به مشاوران گفت، قرار نیست با مقررات خانه پدرش زندگی کند. از طرف دیگر فکر می‌کرده می‌تواند مرا هم مثل خودش کند. چند روز بعد هم بهانه‌ای پیدا کرد و در خانه پدرش دعوایی راه انداخت که ناچار شدم او را تهدید به طلاق کنم. اما مدتی پس از این ماجرا برگه احضاریه دادگاه به دستم رسید که نشان می‌داد باران مهریه‌اش را قبل از شروع زندگی مشترکمان به اجرا گذاشته است و حالا نمی‌دانم چه کار کنم؟ نه راه پیش دارم و نه راه پس؟ نه دلم می‌خواهد پدرم دلشکسته شود و نه علاقه‌ای به زندگی با چنین دختری دارم. برایش ۱۵۰ میلیون تومان خرج جشن نامزدی و مراسم عقد، مسافرت خارجی، خرید جواهرات و لباس‌های مارک‌دار کرده‌ام و حالا باید این‌ طوری جواب خوبی‌هایم را بدهد…»

قاضی نگاهی به ساعت دیواری انداخت و گفت: «به هر حال مهریه حق قانونی زوج است اما بهتر است از بزرگ‌ترها و مشاوران دیگری کمک بگیرید تا زندگیتان قبل از شروع خراب نشود.» سپس تأکید کرد که در وقت رسیدگی با شنیدن حرف‌های هر دو طرف رأی لازم را صادر خواهد کرد. مهرداد در حال خارج شدن از دادگاه بود که زنی وارد دادگاه شد. زن جوان از خرجی ندادن شوهر خسیس‌اش گلایه داشت و می‌خواست مهریه‌اش را هر طور شده بگیرد. مهرداد لبخند تلخی زد، سرش را تکان داد و بیرون رفت.»

وبگردی

روی خط خبر

  • سفر بارزانی به تهران؛ بیم و امید کردها
  • روایت زیباکلام از بازی خطرناک علیه روحانی
  • اروپا چگونه برجام را حفظ می‌کند؟
  • ناجا از شهرداری تهران شکایت کرد: قرارداد میلیاردی با شهرداری سابق در زمان انتخابات غیرواقعی است
  • عماد افروغ: زنگ خطر جابجایی خادم و مخدوم در ایران به صدا در آمده!/ اعتماد میان قدرت سیاسی و مدنی، ضامن سلامت سیاسی کشور است
  • عراقچی: ایده برخی از اروپایی‌ها دادن امتیاز غیربرجامی به ترامپ برای نگه داشتن او در برجام است
  • ردیف بودجه موسسه آیت‌الله مصباح حذف نشده / ۲۶۰ میلیارد تومان بودجه نهادهای فرهنگی حذف شد که امیدوارم در صحن علنی بازگردد
  • کنسرت گروه محبوب “ماکان بند” در محلی متفاوت
  • چرا عربستان، ترکیه را خطرناکتر از ایران می‌داند؟
  • شلیک موشک بالستیک انصارالله به پادگان وابسته به مزدوران هادی در تعز
  • آقای بازیگر از فصل ۴ “شهرزاد” گفت
  • برنامه ریزی جدی برای نابرابری‌ها در روستاها و شهرهای کوچک
  • تیلاپیا مضر نیست/ به خاطر قزل‌آلا ممنوع کردیم
  • اجازه نمی‌دهیم برخی جریان‌ها هزینه آشوب را کم کنند
  • رئیس جمهور به چالش «رشیدپور» جواب می‌دهد؟
  • علی مطهری: انتشار فیلمی از جلسه خبرگان رهبری مسئله مهمی نبود/ اینکه مردم از مباحثات مجلس خبرگان آگاه شوند امر مثبتی است
  • رمزگشایی از شرط و شروط ترامپ برای «برنامه موشکی ایران» /کارشناس مسائل نظامی: موشک های ایران دفاعی است نه تهاجمی
  • هر ایرانی باید تنها یک دفترچه بیمه داشته باشد
  • وقتی مادری ار روی فقر مجبور می شود فرزند خود را به دیگری واگذار کند!
  • خداحافظی «لیسانسه‌ها» از تلویزیون
  • تأکید معاون شهردار تهران بر توسعه دوچرخه سواری در پایتخت
  • توضیحات پلیس درباره خبر آتش سوزی در شهرداری
  • ۱۵ سال طراحی نیسان در اروپا
  • کارمندان و کارگران کمپانی مرسدس بنز در سال۱۸۹۷
  • همان «پنج نفری» که توانایی بر هم زدن بازار ارز را دارند، رئیس بانک مرکزی کنید!
  • صادرات زعفران ۳۳ درصد بیشتر شد
  • دلیل ممنوعیت واردات تیلاپیا حمایت از تولید داخل اعلام شد
  • حذف کاغذ از فرایند مالیاتی
  • واکنش ایران به ادعاهای عادل الجبیر
  • برنامه ترکیه برای کاهش وابستگی به واردات