جدیدترین اخبار
۲۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۱ اجتماعی کد خبر :126028

ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

«شیدا» با دختر خردسالش برای مشاوره آمده بود. زنی جوان و خوش چهره بود اما درعمق چشمانش به سادگی می‌شد غم بزرگی را دید. آرام روی صندلی نشست و دخترش را نیز در آغوش گرفت. در حالی که موهای خرمایی رنگ فرزند خردسالش را نوازش می‌کرد بدون هیچ مقدمه‌ای شروع به صحبت کرد.
به گزارش نامه نیوز ، او گفت: «من چوب اعتماد بیش از حدم به آدم‌ها را خورده و تاوان سنگینی پرداخته‌ام. دلم نمی‌خواهد این اشتباه من، دخترم را نیزبه دردسر بیندازد. راستش بدبختی من از یک سال پیش شروع شد. همان روزی که «پریسا»، بهترین دوست دوران دبیرستانم را در یک مرکز خرید دیدم. سال‌ها از هم خبر نداشتیم.آنقدر هیجان زده بودیم که بی‌خیال خرید شدیم و ساعت‌ها در یک رستوران دنج از گذشته و زندگی‌مان صحبت کردیم.

«پریسا» به‌تازگی از همسرش جدا شده بود و از نظر روحی به هم ریخته و افسرده بود. وقتی از هم خداحافظی کردیم طوری تحت تأثیر داستان زندگی‌اش بودم که حتی یک لحظه نمی‌توانستم از فکرش بیرون بیایم. می‌خواستم کاری کنم که هرطورشده شادی به زندگی‌اش برگردد. به همین دلیل رفت و آمدم را با او بیشتر کردم. روزها که شوهرم سرکار می‌رفت او به خانه ما می‌آمد و دور هم بودیم. این شرایط ادامه داشت تا اینکه سرانجام کاری که مدت‌ها دنبالش بودم برایم فراهم شد. شوهرم مخالف بود و می‌گفت دخترمان ضربه می‌خورد. اما هر طور بود متقاعدش کردم که اجازه دهد به خاطرعشق وعلاقه‌ام کار کنم. از طرفی با «پریسا» صحبت کردم و قرار شد او روزها به خانه ما بیاید و مراقب دخترم باشد.

 

همه شرایط عالی بود. خیالم از بابت دخترم که راحت شد بیشتردرمحل کار می‌ماندم. بیشتر شب‌ها بعد از شوهرم به خانه می‌رسیدم اما چون از او و «پریسا» مطمئن بودم و مانند چشمانم اعتماد داشتم هرگز تصور هیچ اتفاق بدی برای زندگی‌ام نداشتم. چند ماهی گذشت تا اینکه یک روز مادرشوهرم تماس گرفت و گفت حال دخترم خوب نیست و خودم را به خانه برسانم. وقتی از او سراغ «پریسا» را گرفتم، تازه فهمیدم چه کلاه بزرگی سرم رفته است. مادر شوهرم گفت: «این چند ماه هر روز صبح «مهدی»، دخترت را به خانه ما می‌آورد و عصر او را می‌برد. «پریسا» را من خیلی وقت است ندیدم.»
وقتی این حرف‌ها از دهان مادرشوهرم بیرون می‌آمد انگار یک سطل آب سرد روی سرم خالی کرده بودند.
لحظه‌ای تعلل نکردم و بسرعت به خانه رفتم که «پریسا» را در خودروی همسرم دیدم. رابطه آنها صمیمی‌تر از یک زن و شوهر بود. وقتی آن صحنه را دیدم حتی نمی‌خواستم صدایشان را دوباره بشنوم.
آنها به اعتماد من خیانت کرده بودند. «پریسا» سعی داشت آن صحنه را توجیه کند اما من نگذاشتم حرفی بزند و وسایل خودم و دخترم را برداشتم و به خانه پدرم رفتم. بعدها فهمیدم آنها از همان ماه‌های اول با هم رابــــــــــــــــطه داشتند و من با خوش خیالی ماه‌ها به جای زندگی‌ام، خرج خوشگذرانی‌های آنها را می‌دادم. بعد از این اتفاق دادخواست طلاق دادم و حضانت دخترم را هم گرفتم. اما با اینکه مدتی از آن موضوع گذشته و هر کاری برای پر کردن خلأ همسرم کرده‌ام اما دختر ۴ ساله‌ام هر روز گوشه گیرتر می‌شود. به تــــــــــــــــــازگی هم شب ادراری گرفته و همین نگرانم کرده است. نمی‌دانم که اگر این شرایط ادامه پیدا کند چه بلایی سرش می‌آید. من تاوان اعتماد بیجایم را داده‌ام اما نمی‌خواهم دخترم هم قربانی شود….»
هر فردی را به حریم خصوصی‌مان وارد نکنیم
کارشناس «مرکز مشاوره آرامش» وابسته به پلیس اصفهان دراین باره گفت: «توجه یکی از ارکان مهم رابطه است. اگر این توجه به حد کافی نباشد، نیاز طرفین را برطرف نکرده و هر شخصی با هر میزان اعتقادی امکان خطا دارد. اینکه هر شخصی براساس باورهای غلط خود و قضاوت‌های خوش بینانه فکر کند که مورد خیانت واقع نمی‌شود اشتباه محض کرده است. اشتباه بعدی این است که فکر کند در این شرایط باید میدان را خالی کند. باید توجه داشت که درچنین شرایطی کودکان قربانیان اشتباه ها و خطاهای والدین هستند. چرا که هر شریک خیانت دیده توان حل مسأله و مهارت پرورش کودک را ندارد زیرا خود نیازمند کمک است. از طرفی باید توجه داشت افرادی که از نظر عاطفی شکست خورده‌اند را باید با رعایت نکات خاصی به حریم خصوصی‌مان وارد کنیم. نکته دیگر رفت و آمد با کسانی است که قید و بند‌های اخلاقی را رعایت نمی‌کنند. به‌دلیل اینکه کودکان در دوران رشد و تقلید کردن از دیگران هستند اشتباهی بزرگ است.
در این پرونده آنچه برای دختر خردسال خانواده پیش آمده تبعات از هم گسیختگی کانون خانواده است. نبود مادر یا پدر باعث اضطراب و استرس کودکان شده و دغدغه فکری بزرگی برایشان ایجاد می‌کند.»

روی خط خبر

  • افزایش ۲.۵ دلاری هر اونس طلا در بازار جهانی
  • آماده اعمال تعرفه ۵۰۰ میلیارد دلاری بر کالاهای چینی هستم
  • خانه بخریم یا دست نگه داریم؟/برآوردی از بازار مسکن در ماههای آتی
  • توافق ترکیه و هلند برای از سرگیری روابط دیپلماتیک
  • ادعای رسانه ترک: کنترل شهر حلب سوریه به ترکیه واگذار می شود
  • توقف اجرای ۱۶ پرونده برج باغ درشمال شرق تهران
  • ظریف: دادن نفت در برابر کالا به روسیه را در دستور کار نداریم
  • عناصر نا امنی کرمان به سخت‌ترین شکل مجازات شده‌اند
  • روسیه توان لازم برای مقابله با ایران را ندارد
  • لیبی طرح ایجاد مراکز مهاجران در خاک خود را رد کرد
  • حکم استرداد پوجدمون به اسپانیا ملغی شد
  • سفیر روسیه: آماده برگزاری نشست نتانیاهو و محمود عباس هستیم
  • مرکل: روابط با آمریکا حیاتی است
  • تهدید مجدد وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به حمله به غزه
  • ادامه واکنش‌ها به تصویب قانون “کشور یهود”
  • نامه‌ سرگشاده منوچهر متکی درباره گزارش موسسه ثامن
  • با آمریکا تا زمانی که آدم نشود ارتباطی نخواهیم داشت
  • چین: به تجارت و همکاری با ایران ادامه می‌دهیم
  • علم‌الهدی: اگر جواب من فحش است، چرا به فرزندان من فحش می‌دهید؟
  • کانال حزب اعتمادملی: انتخاب حضرتی بعنوان قائم مقام اشکال قانونی دارد
  • داشتن مجوز دلیل مناسب‌بودن بازی رایانه‌ای نیست
  • قاضی عسکر: اختلافات سیاسی نباید حج را تعطیل کند
  • آیت‌الله مکارم‌: فعلا وقت تسویه حساب نیست
  • هیئت آمریکایی برای گفت‌وگو در مورد تحریم‌های ایران به ترکیه سفر می‌کند
  • محکوم به اعدامی که با دعای مادر رهایی یافت
  • دلیل اصلی سقوط «هواپیمای ATR تهران-یاسوج» اشتباهات مکرر و متعدد خلبان بود
  • چین تحریم تهران را نپذیرفته اما تصمیم گرفته به جای ایران، خریدهای پتروشیمی خود را از عربستان انجام دهد
  • درخواست رئیس‌جمهور از وزرا: با دعوت از نخبگان، اتاق فکر تشکیل دهید
  • پمپئو: ترامپ در برابر روسیه “قدرتمند” عمل کرد/ وظیفه ماست که جلوی مداخله روس‌ها را بگیریم
  • صندوق بین‌المللی پول: به از سر گیری همکاری با کره شمالی امیدواریم